برگردان به زبان ساده
مجو از زاهدان خشک طینت گوهر عرفان
که از دریای گوهر، بهره خاشاک است ساحل را
هوش مصنوعی: از زاهدان خشک و بیروح، انتظار نداشته باش که به معرفت و شناخت واقعی برسند؛ زیرا آنها تنها از سطح ظواهر بهرهمندند و در عمق دریاهای معنوی، ارزشی ندارند.
نباشد آدمی را هیچ خلقی بهتر از احسان
که بوسد دست خود، هر کس که گیرد دست سایل را
هوش مصنوعی: انسان هیچ چیزی را بهتر از کار نیک و کمک به دیگران نمیداند؛ زیرا هر کسی که به یاری دیگران دست میزند، شایسته تقدیر و محبت است.
ندارد گریه کردن حاصلی در پیش بی دردان
میفشان در زمین شور صائب تخم قابل را
هوش مصنوعی: گریه کردن در برابر کسانی که درک و احساسی نسبت به درد دیگران ندارند، فایدهای ندارد. پس بیهوده احساسات خود را در میان کسانی که آمادگی پذیرش ندارند، نریز. تلاش کن تا بذرهای امید و استعداد را در جایی مناسب بکاری.
غبار خط جانان لنگر آرام شد دل را
که سازد توتیای چشم، طوفان دیده ساحل را
هوش مصنوعی: غبار عشق محبوب به دل آرامش میبخشد و به چشمانم پرورش میدهد، ولی طوفان درون چشمها همچنان بیقرار و ناپایدار است.
تفاوت نیست در لطف و عتاب و خشم و ناز تو
تو از هر در درآیی می کنی گلزار محفل را
هوش مصنوعی: هیچ تفاوتی ندارد که تو با محبت، سرزنش، خشم یا ناز به ما روی آوری؛ هر کجا که وارد میشوی، محفل را به گلزار تبدیل میکنی.
نباشد خونبها آن را که شادی مرگ می گردد
نگیرد خون ما چون خون گل دامان قاتل را
هوش مصنوعی: اگر کسی از شادی مرگ دیگران خوشحال میشود، نمیتواند طلب جبران کند. خون ما ارزش ندارد، چون مانند خون گل است و قاتل هیچ عذری برای خود ندارد.
سماع اهل دل را نغمه پردازی نمی باید
که باشد مطرب از بال و پر خود مرغ بسمل را
هوش مصنوعی: شنیدن آواز اهل دل، نیازی به نوازندگی ندارد، چرا که پرندهی زخمی به خودی خود در آسمان پرواز نمیکند.
به چشم من که با درد طلب قانع ز مطلوبم
ره خوابیده دارد راحت و آرام منزل را
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر درد و نیازم نمیتواند به خواستهام دست یابد و در این حالت، آرامش و راحتی در خواب برایم وجود ندارد.