برگردان به زبان ساده
مرا به زخم زبان روزگار میگذرد
مدار آبله من به خار میگذرد
هوش مصنوعی: من با زخمهای زبانی که روزگار به من میزند، سر میکنم و به همین دلیل تجربیات سخت و آزاردهندهام مانند عفونتهای پوستی به آرامی ادامه پیدا میکنند.
به اعتبار عزیز جهان شدن سهل است
عزیز اوست که از اعتبار میگذرد
هوش مصنوعی: کسی میتواند به خاطر موقعیت و ثروت خود مهم و با اعتبار به نظر برسد، اما واقعاً ارزشمند کسی است که برای عشق و محبت سرسختی و اعتبار خود را نادیده میگیرد.
به آب و رنگ جهان هرکه چشم کرد سیاه
چو لاله با جگر داغدار میگذرد
هوش مصنوعی: هر کس که به زیباییها و تنوعات زندگی نگاهی کند، مانند لالهای سیاه با دل پر از درد و ناراحتی از کنار آنها عبور میکند.
نفس شمرده برآور که خود حسابان را
حساب زود به روزِ شمار میگذرد
هوش مصنوعی: با احتیاط و آرامش نفس بکش، زیرا کسانی که حسابها را میدانند، زمان را سریعتر از آنچه که فکر میکنی، در نظر میگیرند.
ز غفلت آن که نگیرد ز دیگران عبرت
ز صیدگان جهان بیشکار میگذرد
هوش مصنوعی: کسی که به غفلت زندگی میکند و از تجارب دیگران درس نمیگیرد، مانند شکارچیانی است که بدون زحمت و تلاشی از کنار شکار میگذرد و هیچ چیز را به دست نمیآورد.
دل رمیده بود در بغل بیابانگرد
که موج در دل بحر از کنار میگذرد
هوش مصنوعی: دل من در دستان یک بیابانگرد سرگردان بود، مانند موجی که به آرامی از کنار دریا عبور میکند.
چه سود ازین که سراپا چو نرگسی همه چشم؟
ترا که عمر به خواب و خمار میگذرد
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که به زیبایی تمام خود را بیارایی، در حالی که تمام عمرت در خواب و بیخیالی میگذرد؟
به قدر جام تو از باده میکنی مستی
وگرنه بحر ازین جویبار میگذرد
هوش مصنوعی: به اندازهای که از شراب در جام تو مینوشی، مست میشوی و اگر نه، دریا از این جویبار میگذرد.
به وصل سوختهای زود خویش را برسان
وگرنه خرده جان چون شرار میگذرد
هوش مصنوعی: به زودی خودت را به محبوبی که در آتش عشق سوخته برسان، وگرنه زندگیات چون جرقهای زودگذر خواهد بود.
مخور ز بیخبری روی دست بیکاری
که مزد میرود و وقت کار میگذرد
هوش مصنوعی: از بیخبری خود غافل نشو و وقتت را بیهوده هدر نده، زیرا در این بین، فرصتها و زمان ارزشمند از دست میرود و هنوز کارهای زیادی باقیمانده است.
عجب که صورت دیوار جان نمییابد
به محفلی که در او حرف یار میگذرد
هوش مصنوعی: عجب است که دیوار حتی روحی پیدا نمیکند در جایی که صحبتهای معشوق رد و بدل میشود.
اگرچه وعده خوبان وفا نمیدارد
خوش آن حیات که در انتظار میگذرد
هوش مصنوعی: با وجود اینکه خوبان به وعدههای خود وفا نمیکنند، اما زندگیای که در انتظار میگذرد، شیرینتر است.
ترحم است بر آن مرده دل که از دنیا
به روشنایی شمع مزار میگذرد
هوش مصنوعی: شخصی که دلش سرد و بیروح است، بر آن حال تأسف میخورد که از دنیای پر از تاریکی به سمت نور و روشنی یک شمع در کنار قبر میگذرد.
در آن چمن که تو لنگر فکندهای صائب
گل پیاده سبک چون سوار میگذرد
هوش مصنوعی: در باغی که تو حضور داری، گلها به طرز زیبایی و با سبکی چون سواران با وقار حرکت میکنند و جلوهای خاص دارند.