برگردان به زبان ساده
صباح مستی و شام خمار میگذرد
خوشی و ناخوشی روزگار میگذرد
هوش مصنوعی: صبح با حالتی شاداب و سرمستی آغاز میشود و شب با حالتی از غم و افسردگی ادامه مییابد. خوشی و ناخوشی زندگی همواره در حال گذر است و لحظات خوب و بد هر کدام به سر میرسند.
اگر ز شش جهت آیینه پیش رو دارم
ز هفت پرده چشمم غبار میگذرد
هوش مصنوعی: اگر در جلویم آیینهای از شش سمت وجود داشته باشد، باز هم غبار چشمانم از هفت پرده میگذرد.
بیا که جوش گل بوسه است روی ترا
مرو که عمر چو باد بهار میگذرد
هوش مصنوعی: بیا و از زیبایی و محبت بهرهمند شو، چرا که عمر مانند وزش نسیم بهار سریع میگذرد و نباید این لحظات را از دست داد.
هر آنچه از پسر ناخلف رود به پدر
ز اهل عصر بر این روزگار میگذرد
هوش مصنوعی: هر چیزی که از پسری بدخلق به پدرش برسد، نشانهای از آن است که در این زمانه، این وضعیت به طور کلی وجود دارد.
همیشه روی تو یک پیرهن عرق دارد
که آب گوهر بر یک قرار میگذرد
هوش مصنوعی: همیشه بر تن تو، پیراهنی است که عرق میکند و قطرات با ارزش بر روی آن مینشینند.
به دامن افق آن صبح شوربختم من
که عمر خنده من در خمار میگذرد
هوش مصنوعی: من در آغوش افق آن صبح غمانگیزِ زندگیام را به یاد میآورم که دوران شادیم در غم و اندوه سپری میشود.
به غیر خامه دریانژاد من صائب
که از سر گهر شاهوار میگذرد؟
هوش مصنوعی: به جز قلم من که مانند دریایی بزرگ و پرعمق است، چه چیز دیگری میتواند به زیبایی و عظمت از گنجینههای ناب بگذرد؟