برگردان به زبان ساده
ز زیر تیغ تغافل شکیب من جان برد
مرا به رنجش بیجا ز جای نتوان برد
هوش مصنوعی: از زیر فشار بیتفاوتی، صبر و بردباری من جانم را به زحمت انداخت و به خاطر ناراحتی بیدلیل، نمیتوانم از جا برخیزم.
ز بوی پیرهن مصر بی دماغ شود
صبا که راه به آن غنچه گریبان برد
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی به خاطر بوی عطر پیراهن مصری مست و بیحواس میشود، چرا که راهی برای رسیدن به آن غنچه در گریبان ندارد.
من آن زمان ز دل چاک چاک شستم دست
که شانه راه به آن زلف عنبرافشان برد
هوش مصنوعی: من در آن لحظه که دلم از غم پاره پاره بود، دست خود را شستم و به کندن موهای پیچیده و زیبا پرداختم.
ز مور خط تو در حیرتم که از لب تو
چگونه چاشنی خنده های پنهان برد
هوش مصنوعی: من از خطی که بر روی بدن مور وجود دارد شگفتزده هستم، زیرا نمیدانم چطور لبهای تو میتوانند طعمی از خندههای پنهان را به وجود آورند.
اگر چه خامه ام آتش به زیر پا دارد
حدیث شوق به پایان نیارد آسان برد
هوش مصنوعی: اگرچه قلم من در کار نوشتن، از عشق و شوق لبریز و پرحرارت است، اما این احساس به راحتی و آسانی به پایان نمیرسد.
فغان که غنچه مشکل گشای دل امروز
مرا برای نسیمی به صد گلستان برد
هوش مصنوعی: آه، که امروز دل من به غنچهای نیاز دارد تا مشکلاتش را حل کند؛ دوست دارم با نسیمی به صد گلستان بروم.
لب تو زیر خط سبز چون نهان گردید؟
چگونه مورچه ای خاتم سلیمان برد؟
هوش مصنوعی: چرا لب تو که در زیر خط سبز پنهان شده، مثل این است که مورچهای حلقه سلیمان را برداشته است؟
به جای طوطی شکرشکن، که جز صائب
ز هند بخت سیه جانب صفاهان برد؟
هوش مصنوعی: به جای طوطی خوشصدا و شیرینزبان که فقط صائب از هند به این سرزمین بدبخت شانس آورده و آمده به اصفهان؟