برگردان به زبان ساده
جهان حیات کسی را ضمان نمیگردد
که مصدر اثری در جهان نمیگردد
هوش مصنوعی: دنیا بر کسی ضمانت نمیکند و زندگی او را تضمین نمیکند که در آن تأثیری از خود باقی نگذارد و فعالیتی نداشته باشد.
ز کلفت تو چه پرواست سیل حادثه را؟
غبار سد ره کاروان نمیگردد
هوش مصنوعی: نگران حوادث و مشکلات نباش، زیرا گرد و غباری که بر سر راه کاروان مینشسته، مانع حرکت آن نمیشود.
قدم ز جاده راستی برون مگذار
که تیر راست خجل از نشان نمیگردد
هوش مصنوعی: هرگز از مسیر درست و راست پا نکش، زیرا تیر راست هرگز از نشانهاش منحرف نمیشود.
نسیم غنچه تصویر را به حرف آورد
هنوز یار من به من همزبان نمیگردد
هوش مصنوعی: نسیم ملایمی تصویر غنچه را به گفتگو درآورد، اما هنوز معشوق من با من همکلام نمیشود.
ز صبح صادق اگر پیرهن کنم در بر
صداقتم به تو خاطر نشان نمیگردد
هوش مصنوعی: اگر از صبح زود پیراهنی بپوشم که بر صداقت من نشان دهد، هیچ چیز تو را متوجه صداقت من نخواهد کرد.
شکایت من از افلاک اختیاری نیست
ستمرسیده حریف زبان نمیگردد
هوش مصنوعی: شکایت من از سرنوشت، به اختیار من نیست؛ کسی که تحت ستم قرار گرفته، نمیتواند به راحتی زبان به گلایه باز کند.
چه حاجت است نگهبان سیاهچشمان را؟
به گرد کله آهو شبان نمیگردد
هوش مصنوعی: چه نیازی به نگهبانی از چشمان سیاهچشمان است؟ چرا که همچون گرداندن شبانی گرد کله آهو، بیمورد و بیهوده است.
تو بینیاز و به جز حرف گرد سرگشتن
مرا به هیچ حدیثی زبان نمیگردد
هوش مصنوعی: تو بینیازی و من به جز دور گشتن و حرف زدن، هیچ حرف دیگری برای گفتن ندارم.
محبت است و همین شیوه جوانمردی
گمان مبر که زلیخا جوان نمیگردد
هوش مصنوعی: محبت و جوانمردی واقعی به معنای واقعی، از بیوفایی و خیانت دور است، بنابراین نپندار که زلیخا، به رغم سنش، نمیتواند به جوانی و شادابی دست یابد.
ز سنگ تفرقه خالی شده است دامانش
به گرد خاک، عبث آسمان نمیگردد
هوش مصنوعی: دامان او از اختلافات پر نشده و در گرد و غبار است، بیفایده است که آسمان همچنان بچرخد.
هزار بار مرا کرد امتحان صائب
هنوز عشق به من مهربان نمیگردد
هوش مصنوعی: صائب هزار بار مرا آزمایش کرده است، اما هنوز عشق با من مهربان نمیشود.