برگردان به زبان ساده
نصیب خلق زیاد از نعم نمی گردد
ز بحر، آب گهر بیش و کم نمی گردد
هوش مصنوعی: به مردم، نعمتها به اندازه کافی از دریا نمیرسد؛ زیرا که آب دریا، چه بیشتر باشد و چه کمتر، تغییر نمیکند.
ز عشق پیروی راه و رسم عقل مجوی
که خضر تابع نقش قدم نمی گردد
هوش مصنوعی: از عشق پیروی کن و به دنبال قوانین عقل نباش، زیرا خضر (شخصیت افسانهای و نماد راهنمایی) هرگز از نشانههای قبلی پیروی نمیکند.
ز شور حشر چه پرواست راست کیشان را؟
مصاف مانع رقص علم نمی گردد
هوش مصنوعی: در روز قیامت، چه اهمیتی برای کسانی که به حقیقت نزدیک هستند وجود دارد؟ نبرد و مشکلات نمیتواند مانع از شادی و رقص پرچم حق شود.
زمین ز کاسه دریوزه، گر شود غربال
فروغ گوهر خورشید کم نمی گردد
هوش مصنوعی: زمین اگر هم کاسهای در دست فقر باشد، باز هم نور و ارزش خورشید را کم نمیکند.
به نوبهار جوانی اطاعت حق کن
که چوب، خشک چو گردید خم نمی گردد
هوش مصنوعی: در دوران جوانی که بهار زندگیات است، حق را اطاعت کن، زیرا زمانی که عمر و جوانی به انتها میرسد، تغییر کردن و انعطافپذیری دشوار خواهد شد، مثل چوبی که وقتی خشک میشود، دیگر قادر به خم شدن نیست.
بر آن سفال حلال است ذوق تشنه لبی
که از محیط پذیرای نم نمی گردد
هوش مصنوعی: بر روی آن سفال، اشتیاق تشنهای که از محیط نمیتواند حتی یک قطره رطوبت بگیرد، مجاز است.
درین جهان ننشیند درست، نقش کسی
که همچو سکه به گرد درم نمی گردد
هوش مصنوعی: در این جهان هیچکس به درستی نمیتواند باقی بماند، مانند سکهای که دور یک درم نمیچرخد و هیچ نقش ثابتی را به خود نمیگیرد.
ز تخم سوخته این شیوه ام خوش آمده است
که سبز از نم ابر کرم نمی گردد
هوش مصنوعی: از دل شروطم که سوخته است، این سبک زندگی برایم جالب شده است؛ زیرا سبز شدن از رطوبت ابر کرم، به درد نمیخورد.
نبسته از سر هر موی خویش زناری
پرستش تو قبول صنم نمی گردد
هوش مصنوعی: هر موی من به خاطر تو زنجیری است، اما محبت و پرستش تو به راحتی پذیرفته نمیشود.
ازان عزیز بود خشت خم که همچو سبو
به دست و دوش برای شکم نمی گردد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خشت خم، که شبیه به سبویی است که بر دوش و در دست گرفته شده، برای پر کردن شکم به کار نمیرود. در واقع، شاعر به مقایسهای میان اشیاء میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که برخی اشیاء هرچند زیبا و جذاب باشند، در واقع کاربردی ندارند و نمیتوانند نیازهای اصلی را برآورده کنند.
بود همیشه رخ سایلش غبارآلود
کسی که آب ز شرم کرم نمی گردد
هوش مصنوعی: هر کسی که با شرم و حیا مواجه میشود، هرگز نمیتواند خود را به طور کامل پاک و بیغبار نشان دهد. به عبارتی، فردی که به خاطر حیا و احترام به دیگران خجالت میکشد، همیشه آثار این خجالت بر چهرهاش نمایان است.
غمی است بر دل آزادم از جهان صائب
که همچو بار دل سرو کم نمی گردد
هوش مصنوعی: غم و اندوهی در دل من وجود دارد که با آزادگیام از دنیا همخوانی ندارد. این غم برایم مانند باری سنگین است که مثل باران روی سر درخت سرو باقی میماند و هرگز کم نمیشود.