برگردان به زبان ساده
دل رمیده ملول از سفر نمیگردد
فتاد هرکه به این راه برنمیگردد
هوش مصنوعی: دلهای خسته و بیقرار از سفر فراری نیستند؛ هر کسی که در این مسیر قرار بگیرد، دیگر به عقب برنمیگردد.
شده است خشک چنان چشم من ز بیدردی
که از نظاره خورشید تر نمیگردد
هوش مصنوعی: چشم من به قدری از بیدردی خشک و بیحس شده است که حتی با دیدن خورشید هم تغییر حال نمیدهد.
مشو به سنگدلی غرّه ای کمانابرو
که تیر آه من از سنگ برنمیگردد
هوش مصنوعی: به خود مغرور نشو که بیاحساسی، چرا که درد و غم من به سادگی از قلب سنگی هم عبور میکند و برنمیگردد.
دل از عقیق لب او چگونه بردارم؟
که تشنه سیر ز آب گهر نمیگردد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم دل خود را از زیبایی لبهای او جدا کنم؟ زیرا تشنگیام از آب گرانبها سیراب نمیشود.
زمین سادهدلیهاست سخت دامنگیر
ز آبگینه من نقش بر نمیگردد
هوش مصنوعی: دنیا محل سادگی و دلباختگی افرادی است که در دام گرفتار میشوند. اثر و نشانههای دلسوزی من از آبگینه (شاید به معنای شفافیت یا زودباوری) محو نمیشود و همیشه باقی میماند.
نمیشوند بزرگان ز پاس خود غافل
که تیغ کوه جدا از کمر نمیگردد
هوش مصنوعی: بزرگان هرگز نمیتوانند از جایگاه و مقام خود غافل شوند، زیرا مانند تیغی که از کمر کوه جدا نمیشود، آنها نیز نمیتوانند از جایگاه خود دور شوند.
سراب تشنهلبان را نمیکند سیراب
که حرص جاه کم از سیم و زر نمیگردد
هوش مصنوعی: آبنمایی که در بیابان جلوی تشنهلبان قرار میگیرد، نمیتواند آنها را سیراب کند، چرا که اشتهای سیریناپذیر انسان برای مقام و ثروت هیچگاه کمتر نمیشود.
ز زور آب شناور نمیشود عاجز
ز باده ساقی ما بیخبر نمیگردد
هوش مصنوعی: از قدرت و شدت آب، چیزی غرق یا ناکام نمیشود. همچنین، کسی که از شراب و خوشیهای ساقی ما بیخبر است، هرگز دچار گمگشتگی نمیشود.
به غیر خون جگر بادهای درین دوران
نصیب صائب خونینجگر نمیگردد
هوش مصنوعی: در این دوران، جز غم و درد، چیزی به صائب خونینجگر نمیرسد.