برگردان به زبان ساده
ز می پرستی خود لاله برنمیگردد
شب سیاه درونان سحر نمیگردد
هوش مصنوعی: شخصی که در عشق و شیدایی غرق شده، هرگز از حال و هوا و شادیهای خود بازنمیگردد. شبهای تاریک درون او هرگز به صبح و روشنی تبدیل نمیشود.
دمید خط و دل سخت یار نرم نشد
ز دود، دیده آیینه تر نمیگردد
هوش مصنوعی: باد سرد و نازک یار نتوانست دل سخت را نرم کند؛ اشکها در چشمان نمیتوانند آیینه را پاک کنند.
دلیل راحت ملک عدم همین کافی است
که هرکه رفت به آن راه برنمیگردد
هوش مصنوعی: دلیل آرامش و امنیت در زندگی دنیا این است که هر کسی که به سوی عدم و نیستی میرود، دیگر بازنمیگردد.
مدار چشم اقامت ز دولت دنیا
که آفتاب ملول از سفر نمیگردد
هوش مصنوعی: بهتر است به فکر تشکیل زندگی دائم در این دنیا نباشی، چرا که خورشید هرگز از سفر کردن خسته نمیشود و همواره در حال حرکت است.
درین محیط که از صدق میگشاید لب؟
که چون دهان صدف پرگهر نمیگردد
هوش مصنوعی: در این فضا که از راستی و صداقت لب میگشاید، مثل این است که دهان صدفی پر از گوهر نمیشود. در واقع، اشاره به این است که اگر در محیطی حقیقت و صداقت وجود داشته باشد، باید انتظار داشته باشیم که چیزهای باارزش و درخشان به وجود بیاید.
ز شست صاف تو صیدی که میگشاید لب؟
کباب تا نشود باخبر نمیگردد
هوش مصنوعی: از شست صاف تو میپرسم که آیا لب میگشایی؟ کباب وقتی که پخته نشود، کسی متوجه آن نمیشود.
مکن ز چتر مرصع به بیکلاهان فخر
که پیش تیر حوادث سپر نمیگردد
هوش مصنوعی: به دیگران فخر نکن که در برابر بلاهایی که ممکن است به تو برسد، هیچ زینتی یا تزیینی نمیتواند تو را حفاظت کند.
درین ریاض به جز آب تیشه، نخل امید
ز هیچ آب دگر بارور نمیگردد
هوش مصنوعی: در این باغ، تنها با آب اراده و تلاش میتوان نخل امید را سیراب کرد و بدون آن، هیچ منبع دیگری نمیتواند موجب باروری آن شود.
ز آفتاب دل ذره سرد شد صائب
دل من است که از یار برنمیگردد
هوش مصنوعی: از تابش آفتاب، ذرهای سرد شده است، اما دل من همچنان به یار وفادار است و هرگز از او دور نمیشود.