برگردان به زبان ساده
نه موج از دل دریا کرانه میطلبد
که بهر محو شدن تازیانه میطلبد
هوش مصنوعی: موج دریا به دنبال پیدا کردن ساحل نیست، بلکه برای غرق شدن و نابود شدن به دنبال ضربه و شدت است.
منم که بیخبرم در سفر ز منزل خویش
وگرنه تیر هوایی نشانه میطلبد
هوش مصنوعی: من در سفری هستم و از محل خود بیخبرم، و اگر نه، تیر هوایی نیاز به نشانهگیری دارد.
گهر صدف طلبد، تیغ آبدار نیام
دلِ دو نیم ز خلق آن یگانه میطلبد
هوش مصنوعی: مروارید از صدف خواسته میشود، ولی دل شکسته و ناراحت، تنها عشق آن فرد بینظیر را میطلبد.
ز آستانه دل یافت هرچه هرکس یافت
خوش آن که حاجت ازین آستانه میطلبد
هوش مصنوعی: هر کسی آنچه را که از دل میخواهد، پیدا میکند؛ اما خوب است که کسی از این درگاه درخواست کند.
بس است از رگ جان تازیانه سفرش
دلی که بهر رمیدن بهانه میطلبد
هوش مصنوعی: اگر دلی بخواهد به سفر کردن برود، دیگر نباید بهانهجویی کند؛ زیرا حالا دیگر بس است که از مشکلات و سختیهای این سفر، رنج ببرد و بهانه بیاورد.
چه ساده است توانگر که با سیاهدلی
صفای وقت ز آیینهخانه میطلبد
هوش مصنوعی: آدم ثروتمند به راحتی میتواند از دلی پر از کینه، زیبایی زمان را از آینهخانه بخواهد.
به خاک غوطه چو قارون زد از گرانی خواب
هنوز خواجه غافل فسانه میطلبد
هوش مصنوعی: وقتی که به زمین افتاد و غرق در خاک شد، همچنان ضیاء و ثروتش او را به خواب برده است، در حالی که هنوز خواجه بیخبر از این ماجرا به دنبال داستان و افسانه است.
ز ناگواری وضع زمانه بیخبر است
کسی که زندگی جاودانه میطلبد
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال زندگی ابدی است، از مشکلات و سختیهای زمانه بیخبر است.
اگرچه عشق بود بینیاز از زر و سیم
همان ز چهره زرین خزانه میطلبد
هوش مصنوعی: عشق به خودی خود نیازی به پول و ثروت ندارد، اما با این حال از زیبایی و جذابیت خود همچنان خواهان چیزهای باارزش است.
ز شورهزار تمنای زعفران دارد
ز من کسی که دل شادمانه میطلبد
هوش مصنوعی: کسی که دلش شاد و خوشحالی را میطلبد، آرزوی زیباترین و بهترین چیزها را در دل دارد، حتی اگر در شرایط سخت و ناامیدکنندهای باشد.
شکسته باد پر و بال آن گرانپرواز
که با گشاد قفس آب و دانه میطلبد
هوش مصنوعی: پر و بال پرندهای که در قفس اسیر شده، باید بشکند، زیرا او فقط به دنبال آب و دانه است و به آزادی و پرواز فکر نمیکند.
به عیب خود نبرد بیدلیل، نادان راه
که طفل از دگران راه خانه میطلبد
هوش مصنوعی: کسی که نادان است، به راحتی عیبهای خود را نمیبیند و مانند کودکی که برای رسیدن به خانه، راهی را از دیگران میپرسد، نیاز به کمک دارد.
به عیب خود نبرد بیدلیل، نادان راه
که طفل از دگران راه خانه میطلبد
هوش مصنوعی: افراد نادان بدون دلیل به عیبهای خود نمیپردازند، مانند کودکی که برای پیدا کردن راه خانهاش از دیگران کمک میگیرد.
کسی که چشم سعادت ز اختران دارد
ز تنگچشمی، از مور دانه میطلبد
هوش مصنوعی: کسی که به ستارگان و نشانههای خوشبختی نگاه میکند، به خاطر تنگنظریاش از یک مورچه دانه میخواهد.
خوش است سلسلهجنبان جستوجو صائب
ز موج، ریگ روان تازیانه میطلبد
هوش مصنوعی: زیباست که جستجوگر به دنبال حقیقت باشد؛ همچون موجی که برای حرکت به جلو نیازمند نیرویی است تا بر ریگهای روان اثر بگذارد.