برگردان به زبان ساده
قبا ز شرم بر آن سیمتن نمی چسبد
که شمع را به بدن پیرهن نمی چسبد
هوش مصنوعی: لباسی که به خاطر شرم بر تن میکنی، به زیبایی و جذابیت تو نمیافزاید، مانند شمعی که به خاطر خصوصیاتش نمیتواند به لباس بپیوندد.
به حیرتم که چرا زلف یار با این قرب
به هر دو دست به سیب ذقن نمی چسبد
هوش مصنوعی: من متعجبم که چرا با این نزدیکی به محبوب، زلف او به دستم نمیچسبد و نمیتوانم آن را در آغوش بگیرم.
ز گل توقع خونگرمیم ز ساده دلی است
که خار خشک به دامان من نمی چسبد
هوش مصنوعی: از گل انتظار دارم که با من مهربان باشد، اما این انتظار ناشی از سادگی و خوش باوری من است، چون خار خشک نمیتواند به دامن من بچسبد.
اگر ز جانب شیرین توجهی نبود
به کار دست و دل کوهکن نمی چسبد
هوش مصنوعی: اگر توجه و علاقهای از طرف شیرین وجود نداشته باشد، هیچ تلاشی از سوی کسی که در حال کار و تلاش است، نتیجهای نخواهد داشت.
علاقه ای به حیات دو روزه نیست مرا
چو گل به دامن کس خون من نمی چسبد
هوش مصنوعی: من به زندگی کوتاه و زودگذر علاقهای ندارم، مانند گلی که به دامن کسی نمیچسبد و خون من نیز به کسی ارتباطی ندارد.
دهان شکوه ما را به حرف نتوان بست
که زخم تیغ به آب دهن نمی چسبد
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم از بیان درد و شکایت خود سر باز بزنیم، زیرا زخمهایی که بر جان ما نشستهاند، هرگز فراموش نمیشوند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
به نامه یاد نکردن نه از فراموشی است
ز دوریت به قلم دست من نمی چسبد
هوش مصنوعی: به این معنی است که یاد نکردن از تو در نامهام به خاطر فراموشی نیست، بلکه به دلیل دوری توست که نوشتن دربارهات برای من دشوار شده است.
شهید را ز کفن چشم پرده پوشی نیست
نمک به سینه مجروح من نمی چسبد
هوش مصنوعی: شهید نیازی به پوشش ندارد و زیباییهایش همیشه نمایان است. زخمهای من هیچ التیامی نمییابند و درد من همچنان باقی است.
به هر دلی که ندارد ز معرفت خبری
کلام صائب شیرین سخن نمی چسبد
هوش مصنوعی: در هر قلبی که از درک و شناخت بیبهره باشد، سخنان زیبا و دلنشین تأثیری نمیگذارد.