برگردان به زبان ساده
دعوی عشق ز هر بوالهوسی میآید
دست بر سر زدن از هر مگسی میآید
هوش مصنوعی: عشق واقعی از دل های بیهوده و superficial برنمیخیزد و کسانی که فقط به ظاهر میپردازند، نمیتوانند به عمیقترین احساسات دست یابند.
اوست غواص که گوهر به کف آرد، ورنه
سِیْرِ این بحر ز هر خار و خسی میآید
هوش مصنوعی: او کسی است که توانایی این را دارد که الماس و جواهر را از عمق دریا بیرون بیاورد. در غیر این صورت، همهی آدمها در این دریا فقط با چیزهای بیارزش و ناچیزی مثل خار و گل سر و کار دارند.
از دل خسته من گر خبری میگیری
برسان آینه را تا نفسی میآید
هوش مصنوعی: اگر از حال دل آشفتهام باخبر شو، آینه را برایم بیاور تا وقتی نفس میکشم، خودم را ببینم.
زاهد از صید دل عام نشاطی دارد
عنکبوتی ز شکار مگسی میآید
هوش مصنوعی: در اینجا زاهد، که به اخلاق و پرهیزکاری مشهور است، از شکار قلبهای مردم لذتی میبرد، همانگونه که عنکبوت از به دام انداختن مگس لذت میبرد. به نوعی، هر دو در پی هدف خود هستند و از موفقیتهایشان خوشحال میشوند.
چه شتاب است که ایام بهاران دارد
که ز هر غنچه صدای جرسی میآید
هوش مصنوعی: چه شتاب و شوقی در روزهای بهار وجود دارد که هر غنچهای صدای زندگی و سرزندگی را به گوش میرساند.
تند شد بوی دل سوخته مشتاقان
میتوان یافت که آتشنفسی میآید
هوش مصنوعی: بوی سوختگی دلهای مشتاق به این زودیها در فضا حس میشود و نشانهای از شور و شوقی در حال ظهور است.
ای سپند از لب خود مُهر خموشی بردار
که عجب آتش فریادرسی میآید
هوش مصنوعی: ای خوشبو، از لب خود نشانهای از سکوت بردار، چرا که آتش مددکار عجیبی در راه است.
چه بود عالم ایجاد، که صحرای جنون
از دل تنگ به چشمم قفسی میآید
هوش مصنوعی: درک من از این دنیا به حدی محدود است که دنیای بزرگ و گستردهای که باید ببینم، به نظرم به شکل یک قفس تنگ و دلگیر میآید.
صائب این آن غزل حافظ شیراز که گفت
«مژده ای دل که مسیحانفسی میآید»
هوش مصنوعی: خوشحالی کن، ای دل، چرا که نجاتدهندهای به سوی ما میآید.