برگردان به زبان ساده
رفت در خلوت مینا گل و بلبل آسود
بلبل از ناله فرو بست لب و گل آسود
هوش مصنوعی: در جایی که تنها مینا وجود داشت، بلبل و گل هر دو آرام شدند. بلبل دیگر ناله نکرد و لبش را بست و گل هم در آرامش به سر برد.
شعله گرمی هنگامه گلزار نشست
غنچه شد شهرت گل، دیده بلبل آسود
هوش مصنوعی: شعلهای از گرما در میان باغ گُل نمایان میشود، غنچهها به شهرت گُل معروف میشوند و بلبلها از دیدن این زیبایی آرامش پیدا میکنند.
دم شمشیر تغافل همه را با من بود
من چو رفتم ز میان، تیغ تغافل آسود
هوش مصنوعی: شمشیر بیتوجهی همیشه با من بود و همه را تحت تاثیر قرار میداد. اما وقتی من از صحنه رفتن، آن تیغ بیتوجهی آرام گرفت و دیگر کارایی نداشت.
پرتو صبح بناگوش گران بود بر او
چون گل روی تو در سایه سنبل آسود؟
هوش مصنوعی: نور صبحگاه بر او سنگینی میکرد، گویی که زیباییاش همچون گلی است که در سایهای آرام است.
چون به زیر فلک از تفرقه ایمن باشم؟
نتوان فصل بهاران به تو پل آسود
هوش مصنوعی: وقتی که در دل آسمان از اختلافات و جداییها دور باشم، چگونه میتوانم در بهار به آرامش و صلح برسم؟
چشم جادو گرش آن روز که آمد به سخن
در دل چه دل جادوگر بابل آسود
هوش مصنوعی: در روزی که آن جادوگر با چشمهایش به سخن آمد، دل جادوگر بابل آرامش خود را از دست داد.
توسنی نیست توکل که سکندر بخورد
هرکه بسپرد عنان را به توکل آسود
هوش مصنوعی: هیچ چیزی مثل توکل بر خدا نیست؛ سکندر نیز تسلیم این اصل بود. هر کس که ارادهاش را به توکل بسپرد، از نگرانیها و دغدغهها آسودهخاطر خواهد بود.
با چنان شوخی طبعی که به گل خنده زدی
در دل خاک چسان طالب آمل آسود؟
هوش مصنوعی: با چنین خنده و شوخیای که به گل زدی، چطور ممکن است دل خاک آرام بگیرد؟
حیرتی دارم ازان شبنم غافل صائب
که به دور رخ او بر ورق گل آسود
هوش مصنوعی: من از شبنم غافلی که بر روی گل نشسته و زیبایی صورت او را میپوشاند، شگفتزدهام.