برگردان به زبان ساده
باشد ایمن ز زوال آن که کمالش نبود
بی کمالی است کمالی که زوالش نبود
هوش مصنوعی: اگر کسی کمالی ندارد، میتواند از زوال و پایان آن ایمن باشد؛ اما کمالی که واقعی و کامل است، هرگز زوال و پایان ندارد.
طفل شوخی است که غافل ز معلم شده است
هرکه از بیخبری فکر مآلش نبود
هوش مصنوعی: کودک بازیگوشی است که از معلم خود غافل شده است. هر کس که بیخبر است، به پیامدها و نتیجه کارهایش فکر نمیکند.
زشت رو، به که ز منزل ننهد پای برون
پرده پوشی اگر از حسن خصالش نبود
هوش مصنوعی: اگر کسی زشتی داشته باشد و نتواند از درون خود را بپوشاند، هرگز نمیتواند از خانه خارج شود. زیبایی و امکانات خوب درون او باید وجود داشته باشد تا مورد توجه دیگران قرار بگیرد.
واصل عالم بیرنگ درین نشأه شده است
هرکه از حسن نظر بر خط و خالش نبود
هوش مصنوعی: در این جهان بیرنگ، هر کسی که زیبایی و جذابیت را در چهره و خط و خال دیگران نبیند، او به حقیقت و علم واقعی دست نیافته است.
بر سر خوان وصالش دل محجوب، مرا
تنگدستی است که یارای سؤالش نبود
هوش مصنوعی: در حالتی که در کنار او هستم، احساس حرمان و فقر عاطفی میکنم و گویی ناتوانی دارم که از او چیزی بپرسم.
ایمن از دیده شورست درین نشأه کسی
که به جز خون جگر می به سفالش نبود
هوش مصنوعی: در این زندگی، تنها کسی از چشم شور در امان است که جز خون دل، چیزی برای دلخواریاش باقی نمانده باشد.
اختر سوخته ماست مسلم، ورنه
اختری نیست فلک را که زوالش نبود
هوش مصنوعی: ستارهی سوختهی ما مسلم است، وگرنه در آسمان ستارهای نیست که زوال نگیرد.
محو شد دیده هرکس که در آن نور جمال
خطر از برق جهانسوز جلالش نبود
هوش مصنوعی: هر کس که به زیبایی و جلال خیرهکنندهاش نگاه کند، چنان تحت تأثیر قرار میگیرد که دیگر هیچ چیز دیگری را نمیبیند و احساس خطر از قدرت خالص او را فراموش میکند.
ای بسا خون که کند در دل آیینه و آب
جلوه حسن لطیفی که مثالش نبود
هوش مصنوعی: بسیاری از اشکها ممکن است در دل آینه و آب، زیبایی لطیفی را نمایان کنند که هیچگاه نظیر آن وجود نداشته است.
رویش از قبله محال است نگردد صائب
دیده هرکه به ابروی هلالش نبود
هوش مصنوعی: اگر کسی به زیبایی و جذابیت ابروی هلالی او توجه نکند، هرگز نمیتواند به رویش که رو به قبله است، نگاه کند.