برگردان به زبان ساده
دل دیوانه من قابل زنجیر نبود
ورنه کوتاهی ازان زلف گرهگیر نبود
هوش مصنوعی: دل دیوانه من نمیتوانست در بند بماند؛ و اگر کوتاهی از زلفی نبود که مرا میگرفت، چنین نبود که زنجیرم کنند.
عمر مردم همه در پرده حیرانی رفت
عالم خاک کم از عالم تصویر نبود
هوش مصنوعی: زندگی آدمها غالبا در گیجی و سرگردانی سپری میشود و دنیای مادی چندان از دنیای خیال و تصور کمتر نیست.
کار بر نعمت الوان جهان می شد تنگ
اگر از خوردن دل، دیده ما سیر نبود
هوش مصنوعی: اگر دل ما از لذتهای مختلف زندگی سیر نمیشد، لذتهای جهان به سختی به ما میرسید و زندگی سختتر میشد.
وحشت آن به که ز تکرار دوبالا نشود
خواب آشفته ما قابل تعبیر نبود
هوش مصنوعی: ترس این است که خواب آشفته ما دوباره تکرار نشود و قابل تعبیر نباشد.
داشت تا شرم کرم راه سخن در دیوان
عذر هرگز به پذیرایی تقصیر نبود
هوش مصنوعی: شرم و خجالت کرم باعث شد که از بیان حقیقت و عذرخواهی خودداری کند، بنابراین هیچ گناهی برای پذیرایی و جبران خطا وجود نداشت.
سر ازان بر خط تسلیم نهادیم که عشق
دولتی بود که محتاج به تدبیر نبود
هوش مصنوعی: ما سر خود را به خاطر عشق و محبت تسلیم آن کردیم، زیرا عشق یک حالت و حالتی است که نیاز به تدبیر و مدیریت ندارد.
عشق برداشت ز کوچکدلی از خاک مرا
ورنه ویرانه من قابل تعمیر نبود
هوش مصنوعی: عشق به خاطر کمعرضهگی و ضعف من از دل خاک برخواست؛ وگرنه خرابی من به قدری زیاد بود که قابل اصلاح نبود.
بی تو گر روی به محراب نماز آوردم
چون کمانخانه ابروی تو بی تیر نبود
هوش مصنوعی: اگر در absence تو به نماز بایستم، این مکان به مانند کمانخانهای خواهد بود که تیر ندارد و خالی است.
شرح خط پیچ و خمی چند به گفتار افزود
نقطه خال تو محتاج به تفسیر نبود
هوش مصنوعی: چندین توضیح و تحلیل دربارهی پیچیدگیهای سخن گفته شد، اما نشان کوچک و سیاه تو نیازی به توضیح بیشتر نداشت.
خشکی طالع ما سد سکندر گردید
ورنه پستان نصیب اینهمه بی شیر نبود
هوش مصنوعی: سرنوشت خشک ما همچون سد سکندر شده است، وگرنه این همه بیپدر و مادر نمیماندند و کسی را بدون نعمت نمیگذارد.
ناله اهل جنون بود برون از پرگار
صائب امروز که در حلقه زنجیر نبود
هوش مصنوعی: شکوه و ناله افراد دیوانهای که خارج از دایره و قاعده زندگی میکنند، امروز در حالی به گوش میرسد که دیگر در بند زنجیرهای محدودکننده نیستند.