برگردان به زبان ساده
باغ در بسته ما دیده پوشیده بود
گل ناچیده ما دامن برچیده بود
هوش مصنوعی: باغی که ما داشتیم، به خاطر وضعیت خاصی پنهان و بسته بود و گلهای زیبایی که هنوز چیده نشده بودند، مانند دامن برچیدهای به نظر میرسیدند.
صورت خوب به هر مشت گلی می بخشند
تا که شایسته اخلاق پسندیده بود؟
هوش مصنوعی: زیبایی چهره را با هر گروه گل میتوان تزئین کرد تا این زیبایی با رفتار نیکو همخوانی داشته باشد.
دانه ای می جهد از برق حوادث سالم
که زمین در نظرش تابه تفسیده بود
هوش مصنوعی: دانهای از زیر خاک به سمت نور حرکت میکند و با وجود چالشها و خطرات، سالم و قوی از زمین بیرون میآید، چون زمین برایش مانند یک تابلو فرسوده و نامناسب به نظر میرسد.
فیض آزادگی و آب حیات است یکی
سرو را خرمی از دامن برچیده بود
هوش مصنوعی: آزادی و زندگانی واقعی همچون آبی زلال است که درختی را سرزنده و خوشبخت میسازد، در حالی که روزی خوش از دامن طبیعت برچیده شده است.
نیست در چشم پریشان نظران نور یقین
این گهر در صدف دیده پوشیده بود
هوش مصنوعی: در چشم کسانی که دچار بیقراری و حیرتاند، نور یقین وجود ندارد. این مروارید در صدف چشمها پنهان بود.
پیش چشمی که شد از سرمه وحدت روشن
صدفی نیست که بی گوهر سنجیده بود
هوش مصنوعی: در پیش چشمی که به خاطر سرمه وحدت روشن است، هیچ صدفی وجود ندارد که بدون گوهر ارزشمند باشد.
از جهانگردی ظاهر نشود کار تمام
هرکه در خویش سفر کرد جهاندیده بود
هوش مصنوعی: سفر کردن به دور دنیا نمیتواند به تنهایی باعث بهدست آوردن تجربه و دانش شود؛ بلکه کسی که در درون خود سفر کند و به شناخت عمیقتری از خویش دست یابد، حقیقتاً فردی با تجربه و آگاه است.
سالکان بی نظر پیر به جایی نرسند
رشته بی دیده سوزن ره خوابیده بود
هوش مصنوعی: رهروان بدون توجه و بصیرت استاد، به جایی نخواهند رسید. مانند سوزنی که بدون دیده، در جایی خوابیده و بیفایده است.
تا قیامت نشود غنچه گل آغوشش
هرکه در خانه زین مست ترا دیده بود
هوش مصنوعی: تا ابد هیچکس نمیتواند به آغوش گل مانند او دست یابد، هرکسی که زین زن مست را در خانهاش دیده باشد.
فارغ از سیر گلستان جهانم صائب
که پریخانه من دیده پوشیده بود
هوش مصنوعی: من از زیباییهای جهان و گلستانها بیخبرم، زیرا دل من در دنیای خودش مشغول است و به چیزهای دیگر توجهی ندارد.