برگردان به زبان ساده
مگر زلف سبکسیر تو از جولان بیاساید
که از دست کشاکش رشته های جان بیاساید
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که زلفهای خرامان تو آرام بگیرند تا من هم از دردهای جان فرسای زندگی رها شوم؟
اگرنه بر امید وصل یوسف طلعتی باشد
به چندین چشم، چون زنجیر در زندان بیاساید؟
هوش مصنوعی: اگر امیدی به وصال معشوقی چون یوسف وجود نداشته باشد، پس چرا باید چشمهایمان مانند زنجیری در زندان به انتظار بمانند؟
به راهش تا فشاندم نقد جان آسوده گردیدم
چو تخم آسوده گردد در زمین، دهقان بیاساید
هوش مصنوعی: وقتی که همهی تلاش و زندگیام را در راه او خرج کردم، احساس آرامش و راحتی کردم؛ مانند دانهای که در زمین قرار میگیرد و باعث میشود کشاورز به آرامش برسد و استراحت کند.
نمکدان بشکند گر شور محشر در گریبانش
نمک پرورده لعل ترا کی جان بیاساید؟
هوش مصنوعی: اگر نمکدان بشکند و شور و آشفتگی در دنیای او به پا شود، آیا لعل و گوهر تو که با نمک پرورده شده است، میتواند جانش را آرام کند؟
مرا از پای نافرمان چها بر سر نمی آید
خوشا پایی که همچون سرو در دامان بیاساید
هوش مصنوعی: من از نافرمانیام هیچ کاری برنمیآید، ولی خوشا به حال کسی که همچون سرو در آغوش آرامش استراحت میکند.
در آن وادی که محمل پرده سازست از افغان
جرس کی ظرف آن دارد که از افغان بیاساید؟
هوش مصنوعی: در آن سرزمینی که کجاوهنشان صدای زنگ را میسازد، چه کسی میتواند از صدای زنگ آرام بگیرد؟
میان جسم و جان پیوند محکم می شود صائب
اگر سیل پریشانگرد در ویران بیاساید
هوش مصنوعی: اگر طوفان و بینظمی در دنیای ویران آرام بگیرد، ارتباط و پیوند مستحکم بین بدن و روح به وجود میآید.