برگردان به زبان ساده
ز سوز عشق داغی بر دل افگار میباید
چراغی بر سر بالین این بیمار میباید
هوش مصنوعی: دل عاشق در آتش عشق داغ است و برای آرامش این بیماری، باید نوری بر بالین او روشن باشد.
ز لعل آبدار او تمنایی که من دارم
مرا در دست صد انگشتر زنهار میباید
هوش مصنوعی: از زیبایی و درخشندگی او آرزویی دارم که برای رسیدن به آن باید صد انگشتر زینت بر دست داشته باشم تا بتوانم به طرز شایستهای نشان دهم.
پریشان دارد از صد رهگذر تسبیح، احوالم
مرا شیرازهای از رشتهٔ زنّار میباید
هوش مصنوعی: احوال من به شدت آشفته و بیسامان است و برای آرام کردن درونم به یک رشتهی محکم و ثابت نیاز دارم.
به زهر چشم تنها پاس نتوان داشت خوبی را
گل بیخار را شبنم دل بیدار میباید
هوش مصنوعی: تنها با نگاهی زهرآلود نمیتوان از زیباییها محافظت کرد. خوبیها مانند گلی هستند که خار ندارند، و برای دل بیدار، به شبنمی نیاز است تا به آن طراوت ببخشد.
زلیخا دامن امید را بیهوده نگشاید
عبیر پیرهن را چشم چون دستار میباید
هوش مصنوعی: زلیخا امیدش را به باطل نمیگذارد، چرا که بوی خوش پیراهن بهسان چشمی است که باید در آن دقت کرد.
ز چشم مست دارد عذرخواهی گر ننوشد می
همین سابقی میان میکشان هشیار میباید
هوش مصنوعی: اگر چشم مست عذرخواهی نکرد، باز هم باید مینوشد. در میان مینوشان، هشیاری لازم است.
چه سود از کارفرمایان ظاهر بیدماغان را؟
که در دل کارفرمایی ز ذوق کار میباید
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد کار کردن برای کارفرمایانی که بیاحساس و بیعلاقه هستند؟ زیرا کارفرما باید به کارمندانش عشق و انگیزه بدهد تا کار به معنای واقعی انجام شود.
متاع یوسفی حیف است باشد فرش در زندان
تکلف بر طرف، دیوانه در بازار میباید
هوش مصنوعی: محصولات ارزشمند یوسف نمیتواند در زندان باشد، همانطور که کارهای سخت و پیچیده نباید در یک مکان بیارزش قرار بگیرد. فرد دیوانه باید در بازار آزاد و شلوغ باشد تا بتواند خود را نشان دهد.
به از اشک ندامت نیست صائب هیچ تسبیحی
ترا گر سبحهای از بهر استغفار میباید
هوش مصنوعی: بهتر از اشک توبه و پشیمانی، هیچ ذکر و تسبیحی وجود ندارد. اگر میخواهی تسبیحی داشته باشی، آن باید برای طلب بخشش باشد.