برگردان به زبان ساده
سخن از لب فزون زان چشم چون بادام می بارد
حیا بیش از عرق زان چهره گلفام می بارد
هوش مصنوعی: از لبهای او کلامی دلنشین و زیبا میریزد که به اندازهٔ چشمهایش که به بادام میماند، جذاب است. حیا و شرم او بیشتر از عرقی که از چهرهٔ گلگونش میچکد، نمایان است.
به عاشق می کند خط مهربان آن حسن سرکش را
نبارد صبح اگر این ابر رحمت، شام می بارد
هوش مصنوعی: عشق در دل عاشق را با محبت و مهربانی پر میکند، حتی اگر صبح، ابر رحمت نبارد، اما در شام باران عشق و محبت به روی او نازل میشود.
پس از کشتن چه حاصل گریه کردن بر سر خاکم؟
که بی حاصل بود ابری که بی هنگام می بارد
هوش مصنوعی: نگرانی و اندوهی که بر سر خاک من میکشی، پس از مرگم چه فایدهای دارد؟ چرا که مانند بارانی که بیموقع میبارد، بیفایده و بیاثر است.
ندارد در تو فریاد گرفتاران اثر، ورنه
زعاجزنالی من خون زچشم دام می بارد
هوش مصنوعی: در وجود تو نشانی از تأثیر فریاد و ناله افراد گرفتار نیست؛ و اگر اینطور نبود، اشکهای من میتوانست مانند باران بر دامن زمین بریزد.
دل تاریک من از چشم بستن می شود روشن
اگر در خانه در بسته نور از جام می بارد
هوش مصنوعی: دل تاریک من با بستن چشمهایم روشن میشود، اگر در خانهای که بسته است، نور از جام شراب بریزد.
بخیل از حرف سایل گوش می گیرد، نمی داند
که از خاموشی اهل طمع ابرام می بارد
هوش مصنوعی: شخص بخیلی فقط به صحبتهای ساکتها توجه میکند و نمیداند که از سکوت افراد طمعکار، برکت و موفقیت به دست میآید.
تو بیدل می کنی چون اسب توسن از سیاهی رم
وگرنه از سحاب تلخکامی کام می بارد
هوش مصنوعی: تو همچون اسب تندرو در دل تاریکی، شجاع و بیپروایی و توانایی را به جان میکنی؛ در غیر این صورت، از باران ناامیدی و تلخی زندگی، خوشیها به دست نمیآید.
مخند ای نوجوان زنهار بر موی سفید ما
که این برف پریشان سیر بر هر بام می بارد
هوش مصنوعی: ای جوان، مراقب باش که به موی سپید ما نخندی، زیرا این برف پریشان و سرد بر روی هر سقفی فرومیریزد.
دل روشن طمع از نامجویی داشتم، غافل
که ظلمت بر عقیق از رهگذار نام می بارد
هوش مصنوعی: در دل من آرزو داشتم که از جستجوی نام و شهرت فاصله بگیرم، غافل از اینکه تاریکی و مشکلات به آرامی بر روی زیباییها و ارزشها تأثیر میگذارد.
نگردد مست چون از دیدنش نظارگی صائب؟
که می جای عرق زان چهره گلفام می بارد
هوش مصنوعی: چطور میتواند کسی مست نشود وقتی که زیبایی او را میبیند؟ چرا که از چهرهی زیبا و دلربایش، گویی شراب و شوق سرازیر میشود.