برگردان به زبان ساده
دل آزاده از طولِ اَمَل بسیار می پیچد
که مصحف بر خود از شیرازه زنار می پیچد
هوش مصنوعی: دل آزاد، به خاطر آرزوهای فراوان، بسیار در تنگنا و دودلی قرار میگیرد، مانند کتاب مقدسی که به دور خود کمربند میزند.
کدامین بی ادب زد حلقه بر در، این گلستان را؟
که هر شاخ گلی بر خویشتن چون مار می پیچد
هوش مصنوعی: کدام فرد بیادب و ناپسند این گلستان زیبا را مزاحم شده است؟ اینجا هر شاخه گل به مانند ماری به دور خود میپیچد و نشاندهندهی زیبایی و حسرت است.
حجاب آب و گِل گردیده سنگِ راه یکتایی
و گر نه رشته تسبیح بر زنار می پیچد
هوش مصنوعی: حجاب و مانع در برابر نور الهی، مانند خاک و آب است که بر سر سنگ راه حقیقت قرار گرفته است. اگر این حجابها وجود نداشت، رشته تسبیح به دور کمر میپیچید و اتصال به خداوند برقرار میشد.
به این بی ناخنی چون می خراشم سینه خود را
صدای تیشه فرهاد در کهسار می پیچد
هوش مصنوعی: وقتی که با ناخن بیرحمانه سینهام را میخراشم، صدای تیشه فرهاد در کوهها به گوش میرسد.
نمی دانم چه می ریزد زِ کِلکِ نامه پردازم
که هر سطری به خود از درد چون طومار می پیچد
هوش مصنوعی: نمیدانم چه چیزی از قلم من خارج میشود که هر خطی از آن به خاطر درد، مثل طوماری در خود میپیچد.
ازین بستانسرا با دست خالی می رود بیرون
سبکدستی که بر هر دامنی چون خار می پیچد
هوش مصنوعی: کسی که به این باغ میآید بدون هیچ دستاوردی خارج میشود، مانند کسی که با بیدقتی و بیاحتیاطی، خارهایی را به دامن خود میچسباند.
به دور چشم او انگشت زنهاری است هر مژگان
که از بیمار بدخو روز و شب غمخوار می پیچد
هوش مصنوعی: به دور چشم او نشانی است که هر مژهاش از درد و غم شبانهروزی که به خاطر عشقش دارد، پیچیده و نگران است.
مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد
که در گنبد ز بی مغزی صدا بسیار می پیچد
هوش مصنوعی: از ظواهر و ظاهر افراد فریب نخور، چون گاهی کسانی با ظاهری مذهبی و محترم، درونشان خالی از معرفت و خرد هستند. صدای کوچکی که از یک گنبد به گوش میرسد نشاندهندهی عمق و ارزش آن نیست، بلکه ممکن است فقط نشاندهندهی خالی بودن درون باشد.