برگردان به زبان ساده
مرا آه سحر گرد از دل دیوانه می روبد
که جزبال سمندر گرداز آتشخانه می روبد؟
هوش مصنوعی: دل دیوانهام را در صبحگاهان، آه و نالهای فرا میگیرد که جز پرندهای که در آتش زندگی میکند، کسی نمیتواند از آن رهایی یابد.
منم پروانه شمعی که شمع بزم جایش را
زدلسوزی به جاروب پر پروانه می روبد
هوش مصنوعی: من یک پروانهام که به دور شمع میچرخد. شمعی که در میهمانی درخشیده و میسوزد. پروانه با دلسوزی، محلی را که شمع در آن است، جارو میکند تا نور و گرمای آن حفظ شود.
مرا بر می پرستی رشک می آید که از مستی
به دستار پریشان ساحت میخانه می روبد
هوش مصنوعی: من به کسی که مشغول عبادت است حسادت میکنم، زیرا او، در حالی که مست و شاداب است، همچنان به مراقبت و پاکسازی فضای میخانه میپردازد.
به امیدی دل صد چاک را در زلف او بستم
همان گرد عبیر از طره او شانه می روبد
هوش مصنوعی: با امیدی که دارم، دل شکستهام را به زلف او پیوند دادهام، مانند بویی که از شانههایش به پا میخیزد و فضا را پر میکند.
چه گردم گرد این سنگین دلان بهر گشاد دل؟
چو آخر آسیا گرد از دل این دانه می روبد
هوش مصنوعی: چرا خود را به دور این دلهای سنگین و غمگین بیفکنم تا شاید دلم سبک شود؟ همانطور که در پایان، آسیاب دانهها را از دل خود میروباید.
مرا با آتشین رویی سر و کارست کز بستر
به جای برگ گل بال و پر پروانه می روبد
هوش مصنوعی: من با کسی مواجه هستم که چهرهاش همچون آتش میدرخشد. او از بستر من گلبرگها را کنار میزند و به جای آنها بال و پر پروانهها را به من میدهد.
چنان شد عام در دوران چشمش وسعت مشرب
که با سجاده زاهد ساحت میخانه می روبد
هوش مصنوعی: چشم او چنان وسیع و پرمحتوا شده که حتی در حال عبادت و نماز، به میخانه و خوشیهای آن فکر می کند و آنجا را میبیند.
نلرزم چون به آه سرد خود چون صبحدم صائب؟
که گاهی از دلم گردی درین غمخانه می روبد
هوش مصنوعی: چرا باید به خاطر آه سرد و کسالتآورم بلرزم، مانند صبح که آرام و ساکت است؟ زیرا گاهی اوقات، دلم در این خانهی غم به شدت نشیب و فراز میآید و تلنگری میزند.