برگردان به زبان ساده
زلف او موی سفید نافه را در خون کشید
شاخ سنبل را زگلشن موکشان بیرون کشید
هوش مصنوعی: یاد زلف او به قدری زیبا و مجذوبکننده است که مانند مویی سفید و لطیف بر روی نافه (پوشش نرم گل) قرار گرفته و آن را در خون خود میکشد. همچنین، مانند شاخ سنبل که از باغ موکشان بیرون آورده شده، زیبایی و لطافت او نیز از دل گلشنها میدرخشد.
رتبه من در سیه بختی بلند افتاده است
کوکب من نیل بر رخساره گردون کشید
هوش مصنوعی: من در بدبختی به مقام و مرتبه بالایی رسیدهام و ستارهٔ شوم من بر چهرهٔ آسمان نمایان شده است.
تا به چشم خویش دید اشک سبکسیر مرا
از خجالت موج پا در دامن جیحون کشید
هوش مصنوعی: چشمانم اشکهای مرا دید که از شرم، پاهایش را در دامن جیحون غوطهور کرد.
سنگ نااهلان درستی در سراپایم نهشت
وقت مجنون خوش که پا در دامن هامون کشید
هوش مصنوعی: نااهلان با سنگهای بیرحمانه خود، حقیقت را در تمام وجودم پنهان کردند. اما در زمانی که مجنون با عشقش به دامن هامون رسید، من احساس کردم که درستی و شفافیت دوباره در دلم جان میگیرد.
روغن بادام می خواهد ز چشم آهوان
خویش را در دامن صحرا ازان مجنون کشید
هوش مصنوعی: در دامن صحرا، آشفتگی و زیبایی چشمان آهوان را میخواهد که شبیه حال و هوای عاشق مجنون است. این بیان نشاندهندهی آرزویی است برای به دست آوردن زیبایی و لطافت عشق.