برگردان به زبان ساده
چون صراحی رخت در میخانه می باید کشید
این که گردن می کشی پیمانه می باید کشید
هوش مصنوعی: برای نوشیدن زیبایی تو، باید به میخانه رفت و از شراب لذت برد. اگر تو همچنان با ناز و غمزه خود خود را به جلو میکشی، باید جام شراب را پر کرد و نوشید.
کم نه ای از لاله، صاف و درد این میخانه را
با لب خندان به یک پیمانه می باید کشید
هوش مصنوعی: تو همانند لاله هستی، و باید با لبخند، درد و صفای این میخانه را در یک پیمانه بنوشی.
می شود سنگین زبار خلق میزان حساب
سختی از اطفال چون دیوانه می باید کشید
هوش مصنوعی: حساب و کتابِ سنگین زندگی، گاهی باید از روی نادانی و بیخبری کودکان انجام شود.
نیل چشم زخم می باید وصال گنج را
ناز جغد ای گوشه ویرانه می باید کشید
هوش مصنوعی: برای رسیدن به عشق و گنج واقعی، باید از چشمان بدخواه و حسادتها دوری کرد. همچنین، در این ویرانی و تنهایی، باید صبر و استقامت به خرج داد تا به هدف نهایی دست یافت.
پیش ازان کز سیل گردد دست و پای سعی خشک
رخت خود بیرون ازین ویرانه می باید کشید
هوش مصنوعی: قبل از آنکه اوضاع به وخامت بکشد و تلاشها بینتیجه بماند، باید اقدام کرد و از این ناکامی نجات یافت.
حرص هیهات است بگشاید کمر در زندگی
تا نفس چون مور داری دانه می باید کشید
هوش مصنوعی: حرص و طمع به جایی نمیرسد، زندگی به سختی به انسان اجازه میدهد که بار سنگینی را بر دوش بکشد. باید مانند موری که دانهای را جمعآوری میکند، با تلاش و صبوری زندگی را اداره کرد.
خلوت فانوس جای شمع عالمسوز نیست
این الف بر سینه پروانه می باید کشید
هوش مصنوعی: تنهایی و دوری از نور باد، جایگزین روشنی و گرما نیست. این عشق و احساسات عمیق باید بر دل پروانه نقش ببندد.
تا چون ابر و مطلع برجسته ای انشا کنی
عمرها زلف سخن را شانه می باید کشید
هوش مصنوعی: برای اینکه سخنان و اشعار برجسته و زیبا خلق کنی، باید مانند ابر، آرام و دلنشین باشی و مدتها وقت صرف کنی تا زلفهای پرپیچ و خم سخن را به زیبایی و نرمی شانه بزنی و آنها را مرتب کنی.
می کند با آن قد موزون نظر بازی به شمع
سرمه ای در دیده پروانه می باید کشید
هوش مصنوعی: با آن قامت دلفریبش، نظر بازی میکند و باید به شمعی که در چشمان پروانه است، سرمه ای کشید.
دل زقرب زلف نزدیک است خود را گم کند
اندکی زنجیر این دیوانه می باید کشید
هوش مصنوعی: دل انسان با زیباییهای زندگی نزدیک میشود و ممکن است در این میان خود را گم کند. برای کنترل این دیوانگی و شور و شوق، باید کمی خود را مهار کند.
عشق از سر رفت بیرون و غرور او نرفت
ناز مهمان را زصاحبخانه می باید کشید
هوش مصنوعی: عشق از دل رفته است، اما غرور او همچنان باقی مانده است. برای پذیرایی از مهمان باید در نظر داشت که او از صاحبخانه جویای احترام و توجه است.
نیست آسایش درین عالم که بهر خواب تلخ
منت شیرینی افسانه می باید کشید
هوش مصنوعی: در این جهان آسایشی وجود ندارد و برای تحمل سختیها و چالشهای زندگی، باید داستانهای شیرین و خوشایند را به خاطر آورد.
از خط مشکین غرور آن سمنبر کم نشد
ناز گل از سبزه بیگانه می باید کشید
هوش مصنوعی: غرور و زیبایی آن سمنبر (فرشته بالایی) در خط مشکین او کم نخواهد شد. ناز و زیبایی گل باید از سبزه بیگانه (غیر خودی) گرفته شود.
در بهارستان یکتایی بلند و پست نیست
ناز خار و گل به یک دندانه می باید کشید
هوش مصنوعی: در باغ بهار، ارزش و عظمت به چیزهای بلند و کوتاه محدود نمیشود؛ باید به زیبایی و لطافت هر دو، یعنی گل و خار، احترام گذاشت و آنها را در کنار هم پذیرفت.
مدتی بار دل مردم شدی صائب بس است
پا به دامن بعد ازین مردانه می باید کشید
هوش مصنوعی: مدتی را به دوش مردم بار غم و اندوه خود را حمل کردی، اما اکنون کافی است؛ از این پس باید با شجاعت و قوت در زندگی خود گام برداری.