برگردان به زبان ساده
مست شد نقاش تا آن چشم جادو را کشید
طاقتش شد طاق تا آن طاق ابرو را کشید
هوش مصنوعی: نقاش در حال مستی، آن چشم جادویی را نقاشی کرد و به حدی تحت تأثیر قرار گرفت که دیگر نتوانست تحمل کند و از زیبایی طاق ابرو کشیده شده نیز شگفتزده شد.
خامه مانی کز او آب طراوت می چکید
موی آتش دیده شدتا آن گل رو را کشید
هوش مصنوعی: قلمی که از آن آب نشاط و شادابی میچکد، مانند موی آتشین دیده میشود، که جلوهگر آن گل روی زیبا شده است.
خامه مو در کفش سر رشته زنار شد
نقش پردازی که زلف کافر او را کشید
هوش مصنوعی: قلم مو مانند زنجیری در دستان شخصی گره خورد و تصویری زیبا خلق کرد، که زلفهای معشوق او را به زیبایی جلوه داد.
دیگر از بار خجالت سرو سر بالا نکرد
تا مصور بر ورق آن قد دلجو را کشید
هوش مصنوعی: سرو دیگر از احساس شرمندگی سرش را بلند نکرد تا آن هنرمند، قامت دلنشین او را بر روی کاغذ نقاشی کند.
رشته عمرش به آب زندگی پیوسته شد
خامه مویی که آن لعل سخنگو را کشید
هوش مصنوعی: عمر او مانند رشتهای به آب حیات متصل شد، همانطور که موی زیبایی که آن سنگ قیمتی و گوهر گوینده را به خود کشیده است.
دست و پا گم می کند از شوخی تمثال او
آن که صد ره بی کمند و دام آهو را کشید
هوش مصنوعی: کسی که در برابر زیبایی و شوخی چهره محبوبش قرار میگیرد، مجذوب و حیران میشود و حتی اگر بتواند به راحتی و بدون زحمت به شکار آهو برود، باز هم در آن لحظه حس میکند که توانایی دست و پا زدن را ندارد.
حیرتی چون حیرت آیینه گر افتد به دست
می توان صائب شبیه چهره او را کشید
هوش مصنوعی: اگر حیرتی شبیه به حیرت آیینه به وجود آید، میتوان به راحتی چهره او را ترسیم کرد.