برگردان به زبان ساده
ساده لوحانی که درد خود به درمان داده اند
دامن یوسف زدست از مکر اخوان داده اند
هوش مصنوعی: افرادی که به سادگی مشکلات خود را حل کردهاند، به دلیل فریب کسانی که به آنها نزدیک هستند، از کمک دیگران محروم شدهاند.
محرمان کعبه مقصود، از تار نفس
جامه احرام خود چون صبح سامان داده اند
هوش مصنوعی: مردان بزرگ و با مقام، از حجاب نفس خود، مانند صبح که در نظم و ترتیب میگنجد، پس از آماده سازی به کعبه میروند.
یک گل بی خار گردیده است در چشمم جهان
تا مرا چون شبنم گل چشم حیران داده اند
هوش مصنوعی: در چشم من، دنیایی مانند یک گل زیبا و بدون خار وجود دارد، به طوری که مرا مثل شبنم روی گل، در حال حیرت و شگفتی نگه داشتهاند.
نیست غافل عاشق از پاس ادب در بیخودی
عندلیب مست را سر در گلستان داده اند
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر ادب و احترام از بیخود شدن غافل نیست، بلکه در حالتی شگفتآور، پرندهٔ مست را در گلستان قرار دادهاند.
ناله زنجیر دارد حلقه چشم غزال
تا من دیوانه را سر در بیابان داده اند
هوش مصنوعی: صدای زنجیر نالهای دارد که به چشم غزال میماند، زیرا مرا که دیوانهام به بیابان سپردهاند.
اهل دنیا حلقه بیرون در گردیده اند
همچو زنبور عسل تا خانه سامان داده اند
هوش مصنوعی: ساکنان دنیا مانند زنبورهای عسل دور دروازه گرد هم آمدهاند تا خانهای را منظم و مرتب کنند.
عارفان را شکوه ای از گردش افلاک نیست
اختیار کشتی خود را به طوفان داده اند
هوش مصنوعی: عارفان به گردش و تغییرات دنیا هیچ گونه اعتراضی ندارند، زیرا خود را در دست سرنوشت سپرده و به او اعتماد دارند.
زیر بار منت گردون دو تا گردیده ام
همچو ماه نو مرا تا یک لب نان داده اند
هوش مصنوعی: زیر بار منت و فشار زندگی، مانند ماه نو که تنها بخشی از آن نمایان است، من هم از نظر روحی و جسمی به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهام. تنها به خاطر یک لقمه نان، این همه رنج را تحمل کردهام.
گفتگوی ماست بی حاصل، وگرنه مور را
مزد گفتار از شکرخند سلیمان داده اند
هوش مصنوعی: گفتوگوی ما بیفایده است، زیرا حتی یک مور هم به خاطر گفتارش پاداشی از سلیمان به دست آورده است.
از دل پرخون و آه آتشین و اشک گرم
آنچه می باید مرا صائب به سامان داده اند
هوش مصنوعی: از دل پر درد و اندوه، با آهی سوزان و اشکهای داغ، تمام آنچه که نیاز داشتم، برای من به خوبی فراهم شده است.