برگردان به زبان ساده
منت ایزد را که طبع بی نیازم داده اند
جان آگاه و زبان نکته سازم داده اند
هوش مصنوعی: به خاطر نعمت خداوند، احساس بینیازی دارم و این که جانم آگاه و زبانم پر از نکات و پندهای زیباست.
گرچه دست و دامنم خالی است از نقد مراد
گوهر بی قیمتی چون امتیازم داده اند
هوش مصنوعی: اگرچه من از خواستهها و آرزوهایم چیزی ندارم، اما به من امتیازی دادهاند که ارزش آن مانند یک سنگ بیقیمت است.
کوتهی چون ناله نی نیست درانداز من
در خراش سینه ها دست درازم داده اند
هوش مصنوعی: کوتاهی صدای نی مانند نالهام نیست، بلکه دستهایم به سمت سینهها دراز شدهاند تا درد و احساساتم را بیان کنم.
گشته ام صد پیرهن نازکتر از موی میان
آتشین رویان زداغ از بس گدازم داده اند
هوش مصنوعی: من به اندازهای در عشق و دلدادگی غرق شدهام که حس میکنم پوست من، حتی نازکتر از موی سر است. این شعلههای عشق به قدری سوزانند که در هر بار داغی که میکشم، گویی سوزش آن را در جانم احساس میکنم.
در شکارستان عالم مدتی چون شاهباز
بسته ام چشم طمع، تا چشم بازم داده اند
هوش مصنوعی: در دنیای گسترده جستجو و تلاش، مدتی را مانند شاهباز، چشمم را از خواستههای بیپایه بستهام تا زمانی که فرصت به من داده شود.
از گریبان دو عالم دست کوته کرده ام
تا به کف سر رشته زلف درازم داده اند
هوش مصنوعی: من ارتباطم را با دنیا و حواشیاش قطع کردهام تا تنها به معشوق و زیباییهای او توجه کنم.