برگردان به زبان ساده
از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند
بنگر این آیینه از بهر چه کارت داده اند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو را به خودت وادار کردهاند تا در آینهای به تماشای خود بپردازی. خوب به این آینه نگاه کن و ببین که هدف از این کار چه بوده است.
توشه ای چون پاره دل بر میانت بسته اند
مرکبی چون ابلق لیل و نهارت داده اند
هوش مصنوعی: توشهای از دل با تو همراه است و مرکبی مانند اسبی با خطهای سیاه و سفید، روز و شب را برایت فراهم کردهاند.
چون پذیرند از تو عذر لنگ، کز بهر سفر
بادپایی همچو جان بیقرارت داده اند
هوش مصنوعی: زمانی که برای تو عذر و بهانهای ضعیف و ناپسند بپذیرند، بدان که به خاطر سفر، روحی بیقرار و نگران در وجود تو قرار دادهاند.
از گرانی لنگر دریای امکان کرده ای
کشتی جسمی که از بهر گذارت داده اند
هوش مصنوعی: به خاطر گرانی و سنگینی، کشتی جسمی را که برای عبور تو آماده کردهاند، به دریا انداختهای.
تا به کی در پوستین بیگناهان افکنی؟
این سگ نفسی که از بهر شکارت داده اند
هوش مصنوعی: اینکه تا چه زمانی میخواهی بیگناهی را مورد ظلم قرار دهی؟ این موجود بیارزش که برای شکار تو خلق شده، هیچ ارزشی ندارد.
دیگری دارد عنانت را چو طفل نوسوار
گرچه در ظاهر عنان اختیارت داده اند
هوش مصنوعی: شخص دیگری در کنترل و هدایت توست، مثل کودکی که تازه به دنیای جدیدی قدم گذاشته است. هرچند به نظر میرسد که اختیارت را به تو دادهاند، اما در واقع تو هنوز زیر نظر و اراده او هستی.
در گشاد غنچه دلهای خونین صرف کن
این دم گرمی که چون باد بهارت داده اند
هوش مصنوعی: این لحظه را صرف دلهای زخمی و غنچههای گشوده کن، چون این لحظه گرمابخش است و مانند نسیم بهاری به تو داده شده است.
سرمپیچ از سنگ طفلان چون درخت میوه دار
کز برای دیگران این برگ و بارت داده اند
هوش مصنوعی: سرم به خاطر سختیهایی که کودکان تحمل میکنند، خم شده است، مانند درختی که میوه دارد و برگ و ثمرهاش را دیگران میچینند.
آنچه نتوان یافت با صد انتظار از کام دل
کام بخشان فلک بی انتظارت داده اند
هوش مصنوعی: هر آن چیزی که نمیتوان با هزاران انتظار به دست آورد، سرنوشت به راحتی و بدون هیچ انتظاری در اختیار دل شادمان قرار داده است.
گرچه در ظاهر اسیر چاردیوار تنی
رخصت جولان برون زین نه حصارت داده اند
هوش مصنوعی: اگرچه در نگاه اول به نظر میرسد که در چهارچوب تن محدود شدهام، اما اجازه دادهام که روح و جانم آزادانه به گردش درآید و از این حصار فراتر برود.
چند چون نادیدگان دام تماشا می کنی؟
حلقه چشمی که بهر اعتبارت داده اند
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی در دام تماشای دیگران بیفتی؟ این حلقه چشمی که برای ارزش و اعتبار تو به تو دادهاند، بیشتر به خاطر خودت است.
از فراموشی به فکر کار خویش افتاده ای
ورنه در روز ازل سامان کارت داده اند
هوش مصنوعی: شما به فکر کارهای خود افتادهاید، اما باید بدانید که در آغاز خلقت، سرنوشت و تدبیر شما مشخص شده بود.
در گره تا چند خواهی بستن از طبع لئیم؟
خرده جانی که از بهر نثارت داده اند
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی خود را در دلمان منعطف کنی و تحت فشار قرار دهی؟ آن روح کوچک و بیگناهی که برای خیال تو آسیب دیده است، از چه نثری و خیر دادی؟
می توانی دوزخ خود را بهشتی ساختن
کوثر نقدی زچشم اشکبارت داده اند
هوش مصنوعی: تو میتوانی با اشکهای خود، دوزخ دردهایت را به بهشتی زیبا تبدیل کنی؛ زیرا در این اشکها، ثروت و نعمتی نهفته است.
طفل و بازیگوش و بی پروا و خام و سرکشی
زان به دست گوشمال روزگارت داده اند
هوش مصنوعی: کودک، بازیگوش و بیملاحظگی خود را دارد و به خاطر همین ویژگیهایش، روزگار به او درس عبرت داده است.
(یوسف این حسن بسامان ترا هرگز نداشت
نیل چشم زخم ازین نیلی حصارت داده اند)
هوش مصنوعی: یوسف، این زیبایی دلفریب که تو داری، هرگز مانندش نبوده است. بلکه این چشمان نیلی تو، تحت تأثیر حسادتها و تیرگیها قرار گرفتهاند.
بال پرواز ترا هر چند صائب بسته اند
شکر لله خاطر معنی شکارت داده اند
هوش مصنوعی: هرچند که محدودیتهایی برای تو ایجاد شده و دست و بالت بسته شده است، اما نباید از یاد ببری که به خاطر زیبایی و معانی عمیق، به تو توجه شده و تو را هدف قرار دادهاند.