برگردان به زبان ساده
از سر پر آرزو دل زردرویی می کشد
عاقل از بالای جاهل زردرویی می کشد
هوش مصنوعی: دلِ کسی که آرزوهای بسیاری دارد، به درد و رنج میافتد؛ در حالی که فرد عاقل از رفتار و حالتی که جاهل دارد، رنج میبرد.
قسمت دنیا ز اهل آخرت شرمندگی است
حق چو شد بی پرده، باطل زردرویی می کشد
هوش مصنوعی: وقتی حق نمایان میشود و پرده از آن کنار میرود، باطل خجالتزده و بیچهره میشود. در واقع، افراد دنیایی که به آخرت توجهی ندارند، در برابر حقیقت شرمنده خواهند بود.
در پری بیش است خجلت کاسه دریوزه را
ماه نو چون گشت کامل زردرویی می کشد
هوش مصنوعی: در زیبایی و جذابیت پری، خجلت و شرمندگی صاحب کاسه و زحمتکش را نشان میدهد. وقتی ماه نو به شکل کامل درمیآید، رنگپریدگی و کسالت را به نمایش میگذارد.
آبروی خاکساری از گهر افزونترست
بحر پرگوهر ز ساحل زردرویی می کشد
هوش مصنوعی: آبروی انسانهای humble و خاکسار از ارزش و مقام گرانبها بیشتر است. دریا که پر از گوهرهای ارزشمند است، از ساحل که رنگ و روی زردی دارد، میگذرد.
رنگ در خونم نماند ازبس که کاهیدم زعشق
صید من از تیغ قال زردرویی می کشد
هوش مصنوعی: از شدت عشق و دردهایی که کشیدم، دیگر رنگ و حالی در وجودم نمانده است. عشق من مانند صید، از چنان زخمهایی رنج میکشد که به شدت بر من تأثیر گذاشته است.
چون چراغ صبح می میرد برای خامشی
بس کز آن رو شمع محفل زردرویی می کشد
هوش مصنوعی: وقتی صبح میشود و روز آغاز میشود، چراغ صبح به خاموشی میگراید و در نتیجه، شمع محفل برای روشنی، در گونۀ زردی روشن میشود.
شرم همت بین که با بخشیدن سربی دریغ
همچنان از داس، حاصل زردرویی می کشد
هوش مصنوعی: شرم همت را ببین که با اهدای بخشش، هنوز هم از داس مرگ، محصولی درخشان و زردچهره به بار میآورد.
می کند پیوند بی نسبت عزیزان را ذلیل
برگ سبز از دست سایل زردرویی می کشد
هوش مصنوعی: کسی که به عزیزان بیتناسب و بیدلیل پیوند میزند، مانند برگ سبزی است که از دست کسی که رنگش زرد است، جدا میشود.
نیست تا آیینه، هر زشتی بود صائب نکو
از دل آگاه، غافل زردرویی می کشد
هوش مصنوعی: زمانی که آینهای وجود نداشته باشد، هر زشتی به چشم میآید. اما کسی که از دلش خبر دارد و با دانایی زندگی میکند، غافل از زشتی ها نیست. او به بینقصی و زیبایی میاندیشد و در این دنیا از ناپاکیها و زشتیها دوری میکند.