برگردان به زبان ساده
هر که بر دار فنا مردانه پشت پا نزد
غوطه در سرچشمه خورشید چون عیسی نزد
هوش مصنوعی: هر کسی که با شجاعت و بدون ترس در برابر فنا و مرگ ایستادگی کند، مانند عیسی که در سرچشمه نور و حیات غوطهور بود، به سوی روشنی و حقیقت نزدیک میشود.
چون صدف در دامن خود گوهر مقصد نیافت
تا به جان بی نفس غواص بر دریا نزد
هوش مصنوعی: تا وقتی که غواص بیجان به دریا نرود، صدف در دامن خود جواهر مقصد را یافت نمیکند.
خون دل شد در بساط سینه اش یاقوت و لعل
هر که زیر تیغ چون کهسار دست و پا نزد
هوش مصنوعی: در دل او غم و ناراحتی به اندازهای است که مانند جواهراتی گرانبها جلوه میکند؛ اما هر کسی که در برابر خطر و سختی مانند کوه مقاومت نکند و تسلیم شود، به حق خود نخواهد رسید.
هست راهی چون گهر دلهای سنگین را به هم
تیشه خود کوهکن بیهوده بر خارا نزد
هوش مصنوعی: راهی وجود دارد که مانند جواهر دلهایی که سنگین و خستهاند را به هم میپیوندد، اما سنگتراش بیهوده با تیشه خود بر روی سنگ نرم نمیزند.
گرد آن وحشی به جست وجو نمی آید به چشم
قطره بیش از من کسی در دامن صحرا نزد
هوش مصنوعی: به دنباله آن موجود آزاد، کسی به چشم نمیآید، و در دامن صحرا هیچکس به اندازه من، در جستجوی او نیست.
از سیاهی داغ آب زندگی آمد برون
مشت آبی هیچ کس بر روی بخت ما نزد
هوش مصنوعی: از درد و رنج زندگی، چیزی جز ناامیدی و بیتوجهی به بخت و روزگارمان نصیبمان نشد.
جوش خون صائب دل تنگ مرا در هم شکست
هیچ کس جز زور می سنگی بر این مینا نزد
هوش مصنوعی: خون تپنده و احساسات عمیق من که به خاطر دلتنگی زجر میکشد، همه چیز را از هم پاشید. هیچ کس به جز یک سنگی که ظاهری محکم دارد، با این دل شکست خورده همدردی نکرد.
شد ز وصل غنچه صائب مشکبو باد سحر
وای بر آن کس که دستی بر در دلها نزد
هوش مصنوعی: در صبح زود، عطر گلها به مشام میرسد و دل را شاداب میکند. اما افسوس بر کسی که هرگز سعی نکرده که به دل دیگران راهی پیدا کند و صدایشان را بشنود.