برگردان به زبان ساده
هر که چون آب روان آیینه خود ساده کرد
سرو را چون بندگان در پیش خود استاده کرد
هوش مصنوعی: هرکس مانند آب روان، دل خود را صاف و ساده کند، مانند سروی خواهد بود که در برابر بندگان به حالت ایستاده و باوقار است.
کی به گرد من رسد مجنون، که کوه و دشت را
دور باش وحشت من از غزالان ساده کرد
هوش مصنوعی: هیچکس به نزد من نخواهد آمد، مثل مجنون، زیرا ترس من از موجودات ساده و بیآزار تا دور کوهها و دشتها گسترش یافته است.
نغمه رنگین نبرد از جای خود زهاد را
گرچه خم را پایکوبان نشأه این باده کرد
هوش مصنوعی: آواز دلانگیز جنگ به گوش زاهدان میرسد، هرچند بادهنوشی خمخانه به جنبش درآورده است.
شد به چشمم توتیا گرد یتیمی تا محیط
از صدف گهواره در یتیم آماده کرد
هوش مصنوعی: در چشمان من، غم و tristeza یتیمی به وجود آمده که به خاطر آن، دنیا همچون صدفی برای خواب و آرامش یتیم آماده شده است.
از ملاحت مستی آن لعل میگون کم نشد
کار صد بیهوشدارو این نمک با باده کرد
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت لبان آن معشوق، مستی و سرمستی کم نشد و اثر آن هزاران افسوده و بیهوش را در جمع کرده است. این نمکین (شیرینی و خوشمزگی) با شراب ترکیب شده و تاثیر شگرفی دارد.
پاک کرد از آرزوها عشق صادق سینه را
صبح از نقش پریشان آسمان را ساده کرد
هوش مصنوعی: عشق واقعی، آرزوهای در دل را زدوده و مانند صبحی که آسمان را از نقوش پریشان پاک میکند، دل را آرام و ساده میسازد.
تا شود بر پیروان آسان ره دیوانگی
دشت را مجنون صحراگرد من پر جاده کرد
هوش مصنوعی: برای آسانتر شدن مسیر دیوانگی برای پیروان، مجنون که در دشت سرگردان بود، جاده را پر کرد.
عاشقان پیش تو بیقدرند، ورنه شمع را
انتظار صحبت پروانه ها استاده کرد
هوش مصنوعی: عاشقان در پیش تو ارزشی ندارند، در غیر این صورت، شمع برای صحبت با پروانهها منتظر میماند.
کم نشد چون غنچه صائب برگ عیش از خلوتش
هر که از گلشن قناعت با دل نگشاده کرد
هوش مصنوعی: غنچهای که به خلوت خود ادامه میدهد، هرگز کم نمیشود. هر کسی که از باغ قناعت بهرهمند است و دلش را باز نکرده، از لذت زندگی چیزی به دست نیاورده است.