برگردان به زبان ساده
شورش سودا مرا از قید تن آزاده کرد
از سر خم خشت را آواره جوش باده کرد
هوش مصنوعی: به خاطر شور و شوقی که در دل دارم، روح من از قید و بند جسم آزاد شده است و از شدت نشئگی، سر خم را ترک کرده و به سمت جریان شراب رفتهام.
کم نشد چون غنچه گل برگ عیش از خانه اش
هر که از گلشن قناعت با دل نگشاده کرد
هوش مصنوعی: هر که اهل قناعت باشد و به دل خود رضایت دهد، هرگز شادی و خوشی در زندگیاش کم نمیشود، مانند غنچه گلی که در خانهاش به زندگی ادامه میدهد.
خاکساری سایه را باشد حصار عافیت
چرخ نتواند ستم بر مردم افتاده کرد
هوش مصنوعی: سایهی خاکساری مانند دیواری است که انسان را از آسیبهای دنیا حفاظت میکند، و گردونهی زندگی نمیتواند بر افرادی که در این حالت هستند ظلم کند.
بر لبش از مهر تابان مهر خاموشی زدند
صبح از نقش کواکب تا ورق را ساده کرد
هوش مصنوعی: لب او را با عشق، همچون صبحی آرام، زینت دادهاند و از درخشش ستارهها، ورق زندگیاش را ساده و بیپیرایه کردهاند.
دامن افتادگی از کف مده کاین کیمیا
از برای سربلندان خاک را سجاده کرد
هوش مصنوعی: پوشاندن و افتادگی را از دست نده، زیرا این چیز ارزشمندی است که برای بزرگمنشان زمین را سجاده و محل عبادت کرده است.
پشت بر دیوار دادم تا نظر کردم که بحر
از صدف گهواره در یتیم آماده کرد
هوش مصنوعی: به دیوار تکیه زدهام تا نگاهی بیندازم که دریا چه چیزهایی را از صدفش به ما هدیه داده و چه ثروتهایی در دل خود نهان دارد.
می شود صائب به اندک جنبشی پا در رکاب
هر که چون نخل خزان برگ سفر آماده کرد
هوش مصنوعی: با کمی تلاش و حرکت، میتوان به راحتی آماده سفر شد، مانند درخت نخل که در فصل خزان، برگهایش را برای سفر آماده میکند.