برگردان به زبان ساده
صبح از رشک بنا گوشت گریبان چاک کرد
روی گرمت مهر را داغ دل افلاک کرد
هوش مصنوعی: صبح به قدری زیبا و دلنشین است که وقتی به چهرهات نگاه میکند، به خاطر زیباییات از حسادت، لباسش را چاک میکند. گرمای وجود تو آنقدر جذاب است که حتی خورشید را هم به درد دل وادار میکند.
سهل باشد گر لب از خمیازه نتوانیم بست
از خمار می لب ساغر گریبان چاک کرد
هوش مصنوعی: اگر نتوانیم لبهایمان را از خمیازه بگشاییم، ساده است، چون از مستی میکوشیم که با لب ساغر، گریبانمان را بکشاییم.
تا گل صبح قیامت خار خار من بجاست
خار در پیراهنم مژگان آن بیباک کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که ما به صبح قیامت برسیم، دل من پر از درد و رنج است. اشکهایم به خاطر بیاحساسی و بیرحمی شخصی خاص، دلم را میسوزاند و زخمهای عمیق را به یادم میآورد.
با چنین پیشانیی زآیینه گل صافتر
دیده ما را چرا گردون پر از خاشاک کرد؟
هوش مصنوعی: با این زیبایی که در چهرهات هست، چرا دنیا به ما زشتی و رنج داده است؟
با چنین نظمی که بر آیینه دل صیقل است
دام بتوان در غبار خاطرم در خاک کرد
هوش مصنوعی: با چنین نظم و ترتیب زیبایی که در دل دارم، میتوانم به راحتی سایههای غم و یادهای آشفتهام را در خاک پنهان کنم.
تن به خواری ده که خورشید جهان افروز را
اینچنین با خاک یکسان شعله ادراک کرد
هوش مصنوعی: بدن خود را به ذلت و خوارگی بسپاری، زیرا که خورشید روشنگر جهان نیز توانست به این سادگی با خاک درآمیخته و به شعلهٔ فهم و درک برسد.
اشک را بنگر چه با رخسار زردم می کند
روز اول روی دادن طفل را بیباک کرد
هوش مصنوعی: به اشکهای من نگاه کن که چگونه صورت زردم را تغییر میدهد. روزی که برای اولین بار کودک به دنیا آمد، این احساسات مرا شجاعتر کرد.
تا توانی دست از فتراک همت برمدار
جذبه همت مرا سرحلقه فتراک کرد
هوش مصنوعی: هر زمان که بتوانی، از تلاش و کوشش خود دست برندار، زیرا شوق و ارادهام تو را در مرکز توجه قرار داده است.
پیش مردم، کشتن آتش به آتش رسم نیست
آتشم را سرد چون آن روی آتشناک کرد؟
هوش مصنوعی: در حضور مردم، آتش را با آتش خاموش نمیکنند. آتش من را هم سرما بخشیدی، وقتی آن چهره آتشین را دیدم؟
از برای رقعه هر کس کاغذی خوش می کند
صائب ما رقعه خود را ز برگ تاک کرد
هوش مصنوعی: هر کسی برای نوشتن نامه یا پیام خود کاغذی زیبا و مناسب انتخاب میکند، اما صائب برای نوشتن پیام خود از برگ تاک استفاده کرد.