برگردان به زبان ساده
در ظاهر اگر پشت به من همچو کمان داشت
لیک از ته دل روی توجه به نشان داشت
هوش مصنوعی: اگرچه در ظاهر به من بیتوجهی کرد و همچون کمان سرش را به طرفی برگرداند، اما در عمق دلش هنوز علامت توجه و علاقه به من را داشت.
آن عهد کجا رفت که آن دلبر پرکار
ما را به ته دل، دگران را به زبان داشت
هوش مصنوعی: آن زمان کجا رفت که محبوب پرکار ما، تنها در دل خود به ما فکر میکرد و با دیگران فقط زبانی سخن میگفت؟
اکنون نظرم کاسه دریوزه اشک است
آن رفت که غمخانه من آب روان داشت
هوش مصنوعی: الان دل من پر از اشک است، چرا که آن زمان که غمهایم زیاد بود، دلنگرانیام آرامش داشت و مثل آب روان میگذشت.
نرگس طرف چشم سخنگوی تو گردید
از بی بصران شرم توقع نتوان داشت
هوش مصنوعی: گل نرگس به خاطر جذابیت چشمان تو به سخن گویی مشغول شده است و از ناخودآگاهان انتظار نداریم که به این زیبایی واقف باشند.
پیوسته درین باغ، دلم چون گل رعنا
رویی به بهار و رخ دیگر به خزان داشت
هوش مصنوعی: دل من در این باغ همیشه مانند گلی زیبا بهاری است، با حالتی شاداب و مملوء از زندگی، اما در عین حال گاهی هم رنگ و رویی پژمرده و خزانگونه دارد.
دلگیری من نیست ازین باغ، نوآموز
در بیضه مرا شوق قفس بال فشان داشت
هوش مصنوعی: من از این باغ ناراحت نیستم، چون نوآموزی در درونم وجود دارد که شوق و اشتیاق قفس را به من یادآوری میکند.
انگشت نما بود ز نادیدگی خلق
هر کس چو مه نو لب نانی ز جهان داشت
هوش مصنوعی: هر کسی که برای دیگران قابل دیدن و توجه باشد، مثل ماه نو که در آسمان میدرخشد، به هر حال در زندگیاش فقط یک تکه نان از دنیا داشته است.
هرگز به سر خود قدمی راه نرفتم
در بادیه زنجیر مرا ریگ روان داشت
هوش مصنوعی: هرگز به تنهایی و به اراده خودم گام برنداشتم، بلکه در این راه دشوار، سنگینی زنجیر مرا مجبور به حرکت کرد.
تا چشم گشودم من دلسوخته صائب
چون داغ، مرا لاله عذاری به میان داشت
هوش مصنوعی: وقتی به دنیا آمدم، به عنوان کسی که دلی سوخته دارد، مانند غمی سنگین، لالهای زیبا و غمگین در دل من وجود داشت.