برگردان به زبان ساده
لعل تو ز روشن گهری جان جهان است
تبخال بر آن لعل، سراپرده جان است
هوش مصنوعی: گوهرت به مانند لعل زیباست که جان جهان را در بر دارد و تبخال بر آن لعل، نمایانگر روح و جان توست.
برق رخ گلگون ترا دل خس و خارست
مهتاب بناگوش ترا صبر کتان است
هوش مصنوعی: رنگ زیبا و درخشان صورت تو مانند گل است و چهرهات درخشش مهتاب را دارد. اما دل من پر از غم و درد است و نمیتواند انتظار زیبایی تو را بکشد.
بر صفحه رخسار تو آن خال معنبر
موری است که دردست سلیمان زمان است
هوش مصنوعی: بر چهره تو، آن خال زیبا و خوشنما، مانند موری است که در دستان سلیمان، پادشاه زمان قرار دارد.
در چشم تر من ز خیال خط سبزت
هر گوشه پریزاد دگر بال فشان است
هوش مصنوعی: در چشمان من، به یاد خط سبز تو، هر گوشهای فرشتهای دیگر با بالهایش در حال پرواز است.
افلاک ز نقش قدم اوست نگارین
آن سرو که در مجلس ما دست فشان است
هوش مصنوعی: سرو زیبایی که در مجلس ما میرقصد، نشان از قدمهای اوست که آسمانها را رنگین کرده است.
ابری است که در باغ بهشت است خرامان
چشمی که به رخسار نکویان نگران است
هوش مصنوعی: ابر در باغ بهشت در حال حرکت است و نگاهی که به چهره زیباها میافکند، همچون آن ابر به آرامی و زیبایی در حال پرواز است.
از باده کهنه است نشاط و طرب من
این پیر کهنسال، مرا بخت جوان است
هوش مصنوعی: نشاط و شادی من از شراب قدیمی ناشی میشود، و با وجود اینکه سنم بالا رفته، خوشبختی و شانس جوانی هنوز با من است.
گردون که ز انجم همه تن دیده بیناست
حیرت زده جلوه آن سرو روان است
هوش مصنوعی: آسمان که از ستارهها همه چیز را میبیند، به تماشای زیبایی آن سرو سرزنده و شگفتانگیز، حیرتزده است.
صائب دلش از صحبت گلشن نخورد آب
شبنم که به خورشید درخشان نگران است
هوش مصنوعی: دل صائب تحت تأثیر زیباییهای گلشن نیست، زیرا نگرانی او تنها به درخشش خورشید معطوف است.