برگردان به زبان ساده
سر جوش عمر من به هوا و هوس گذشت
ته جرعه اش به آه و فغان (چون) جرس گذشت
هوش مصنوعی: عمر من با تمنیات و آرزوها سپری شد و در نهایت اندکی از آن به ناله و افسوس ختم شد، مانند صدایی که به سرعت میگذرد.
افغان که عندلیب مرا عمر در بهار
گه در شکنج دام و گهی در قفس گذشت
هوش مصنوعی: ای پرندهای که به من شادی و زندگی بخشیدی، عمرم در این بهار در حالی میگذرد که گاهی در تنگناها و مشکلات گرفتار هستم و گاهی در قفسی حبس شدهام.
غافل زیاد مرگ مرا زندگی نکرد
عمرم تمام در نفس باز پس گذشت
هوش مصنوعی: با بیتوجهی به مرگ، زندگیام را بهخوبی نگذراندم و عمرم در هر لحظهاش باز به گذشته برگشت.
دلجویی بهار تلافی کند مگر
از زندگانی آنچه مرا در قفس گذشت
هوش مصنوعی: بهار میتواند به نوعی جبران کنندهی آن چیزهایی باشد که من در زندگی و در قفس تجربه کردهام.
در بزم وصل آینه رویان ز احتیاط
اوقات من تمام به پاس نفس گذشت
هوش مصنوعی: در مجلس وصال معشوقان، به خاطر احتیاط و مراقبت، تمام لحظات من صرف کنترل نفس و خودداری شد.
صیدی نیافتیم که مطلق عنان کنیم
عمر سگ شکاری ما در مرس گذشت
هوش مصنوعی: ما هیچ شکار مناسبی پیدا نکردیم تا بتوانیم به طور آزادانه شکار کنیم. عمر سگ شکاری ما در این منطقه سپری شد.
دل خوردن است قسمت طامع ز پاکباز
صد بار مست دید مرا و عسس گذشت
هوش مصنوعی: دل سوختن از طرف طمعکاران به یک پاکباز، صد بار او را مست دیدند و نگهبانان از کنار او گذشتند.
صائب خوشا کسی که درین بحر چون حباب
بود و نمود او همه در یک نفس گذشت
هوش مصنوعی: خوش به حال کسی که در این دریای زندگی همچون حبابی است که تمامی وجودش در یک دم و لحظه به نمایش درمیآید.