برگردان به زبان ساده
کارم شب وصال به پاس نظر گذشت
فصل بهار من به ته بال و پر گذشت
هوش مصنوعی: شب وصال و دیدار با معشوقهام به خاطر نگاهی که به من کرد، گذشت. فصل بهار زندگیام نیز به انتها رسید و در سایهی آن، من هیچ بال و پر خاصی نداشتم.
دامان بیخودی مده از کف به حرف عقل
از بیم راهزن نتوان زین سفر گذشت
هوش مصنوعی: دامن خود را از دست نده و به بیخود بودن نپرداز. به این خاطر که اگر به حرف عقل گوش ندهی، نمیتوانی از این سفر خطرناک عبور کنی.
دلبستگی نتیجه نقصان بینش است
تا چشم باز کرد صدف از گهر گذشت
هوش مصنوعی: دلبستگی ناشی از کمبود درک و آگاهی است، و زمانی که انسان بینش خود را افزایش دهد، متوجه میشود که چیزهای ارزشمند و زیبایی در زندگی وجود دارند که از دستش رفتهاند.
ای کاش صرف مشق جنون می شدی تمام
از زندگانی آنچه به کسب هنر گذشت
هوش مصنوعی: ای کاش تمام آنچه از عمر خود را صرف یادگیری و هنر کردهای، فقط به خاطر دیوانگی و عشق میبود.
گر سر رود، ز تیغ فنا سر نمی کشم
نتوان به تلخرویی بحر از گهر گذشت
هوش مصنوعی: اگر سرم برود، از تیغ مرگ نمیترسم، نمیتوانم از تلخیها با گنجینهای از زیبایی عبور کنم.
هر زنده دل که بر خط تسلیم سر نهاد
چون خون مرده از خطر نیشتر گذشت
هوش مصنوعی: هر کسی که در برابر سختیها و چالشها تسلیم و صبر کند، مانند کسی است که از خطرهای شدید و آسیبها به راحتی میگذرد.
اشکم هزار مرحله از دل گذشته است
چون رهروی که گرم شد از راهبر گذشت
هوش مصنوعی: اشک من هزار بار از دل بیرون آمده است، مانند رهگذری که از راهبری که او را هدایت میکند، دور شده و به راه خود ادامه داده است.
تا همچو شمع پای نهادم درین بساط
عمرم به گریه شب و آه سحر گذشت
هوش مصنوعی: من به مانند شمع در این زندگی قرار گرفتم و عمرم پر از گریه در شبها و آه و ناله در سحرها گذشت.
دل را دست دار که موج سبک عنان
با کشتی شکسته ز بحر خطر گذشت
هوش مصنوعی: دل را آرام نگهدار، زیرا که دریا با امواج ملایم و آرام، کشتی شکستهای را به سلامت از خطر عبور میدهد.
نقصان نکرده است کسی از گذشتگی
وصل نبات یافت چو بید از ثمر گذشت
هوش مصنوعی: هیچ کس از فداکاری و گذشت چیزی کم نگذاشته است، مانند درخت بید که به خاطر بارور شدن خود از میوهاش گذشت.
صائب گرفت دامن عمر رمیده را
بر خاک هر که سایه آن سیمبر گذشت
هوش مصنوعی: صائب، وقتی عمر فرار کرده را بر زمین گرفت، هر کسی که سایه آن زن زیبا را دید.