برگردان به زبان ساده
روزی که عشق داغ مرا بر جگر گذاشت
از شرم، لاله پای به کوه و کمر گذاشت
هوش مصنوعی: روزی که عشق حسی عمیق و سوزان در وجودم ایجاد کرد، به خاطر شرم و حیا، گل لاله بر روی زمین و در دامنه کوهها رشد کرد.
عاقل ز دست دامن فرصت نمی دهد
نتوان جنون خود به بهار دگر گذاشت
هوش مصنوعی: انسان خردمند هرگز فرصتها را از دست نمیدهد، زیرا نمیتواند دیوانگی و لحظات روحی خود را به بهار دیگری موکول کند.
آن گرمرو ز سردی ایام آگه است
کز نقش پا چراغ به هر رهگذر گذاشت
هوش مصنوعی: آن شخص باطراوت و پرحرارت از سردی روزگار آگاه است و از آنجایی که ردپای او چون چراغی در مسیر دیگران روشن شده، تأثیرش بر همه مشهود است.
پیداست سعی آبله پایان کجا رسد
در وادیی که برق سبکسیر پر گذاشت
هوش مصنوعی: آشکار است که تلاش کسی که به اندازه آبله است، در جایی که برق و تندهوایی میتازد، به کجا میتواند برسد.
در پیچ و تاب عمر سر آورد چون کمند
صیاد پیشه ای که مرا از نظر گذاشت
هوش مصنوعی: در جریان زندگی، مانند دام شکارچی، با من بازی کرد و من را از دیدهها پنهان کرد.
محمود نیست ظلم به دلهای بیگناه
زلف ایاز در سر این کار سر گذاشت
هوش مصنوعی: محمود نباید به دلهای بیگناه ظلم کند، زیرا زلف ایاز در این کار نقش و تأثیر دارد.
آسوده ام که پیر خرابات چون سبو
بالین ز دست خویش مرا زیر سر گذاشت
هوش مصنوعی: من در آرامش هستم زیرا پیر خرابات (مغازهدار یا راهنما در میخانه) مانند یک بالش، مرا با دست خودش زیر سر گذاشته است.
از ساحل نجات به بحر خطر فتاد
از حد خود کسی که قدم پیشتر گذاشت
هوش مصنوعی: کسی که از مرز ایمنی عبور کند و به خطر بیفتد، در واقع خودش را در معرض خطر قرار داده است.
شبنم در آرزوی رخ لاله رنگ تو
دندان ز برگ لاله و گل بر جگر گذاشت
هوش مصنوعی: شبنم که به خاطر زیبایی و رنگ لاله به شدت مشتاق است، دندانش را بر روی برگ لاله و گل گذاشته است.
صائب مکش سر از خط تسلیم زینهار
کان کس که پا کشید ازین راه، سر گذاشت
هوش مصنوعی: سر خود را از خط تسلیم برمدار، زیرا کسی که از این مسیر پا کشید، سرش را از دست داد.