برگردان به زبان ساده
هر کس ز تیغ غمزه او سر دریغ داشت
جام سفالی از لب کوثر دریغ داشت
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیبایی و ناز او دلشکسته و غمگین باشد، مثل این است که از نوشیدن آب زلال و خوشمزه کوثر خودداری کرده باشد.
زر را به زر چرا ندهد بی دریغ کس؟
از یار سیمبر نتوان زر دریغ داشت
هوش مصنوعی: چرا کسی بدون تردید و کموکاسته طلا را به طلا بدهد؟ از محبوبی که خود دارای نقره است، نمیتوان طلا را دریغ کرد.
ماند از غبار خاطر خود زنده زیر خاک
از هر که آسمان مژه تر دریغ داشت
هوش مصنوعی: از دلنگرانیها و مشکلات زندگی، چیزی باقی نمانده و تنها یاد و خاطرهای از من باقی مانده است. به خاطر کسی که به من توجهی نکرد، حالا زیر خاک زندگی میکنم.
میزان روزگار ندارد به ظلم میل
زان سر بجوی هر چه ازین سر دریغ داشت
هوش مصنوعی: زمانه به ظلم و ستم حالت ثابتی ندارد، بنابراین از هر چیزی که بر تو روا داشته میشود، پرهیز کن و به دنبال آنچه که از دست رفته نیست، باش.
فیض قدح چرا بود از آفتاب کم؟
نتوان ز خاک باده احمر دریغ داشت
هوش مصنوعی: چرا نوشیدنی (که به خاطر نور آفتاب به وجود آمده) باید از آفتاب کمتر باشد؟ نمیتوان از خاک، شراب قرمز را دریغ کرد.
آگاه بود خضر ز آفات زندگی
دانسته آب را ز سکندر دریغ داشت
هوش مصنوعی: خضر از خطرات زندگی آگاه بود و به همین دلیل آب را از سکندر دریغ کرد.
صائب ز حرف تلخ شکایت چرا کند؟
هر کس ز کام طوطی، شکر دریغ داشت
هوش مصنوعی: چرا صائب از حرفهای تلخ شکایت کند؟ هر کسی که طعم شیرین کلام طوطی را نچشیده باشد، از شکر آن بینصیب است.