برگردان به زبان ساده
ما را زبان شکوه ز جور زمانه نیست
یاقوت وار آتش ما را زبانه نیست
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم از سختیهای زمان شکایت کنیم، چون مانند یاقوتی که در آتش است، ما نیز نیازی به بیان آتش درون خود نداریم.
با قد خم کسی که شود غافل از خدا
در خانه کمان، نظرش بر شانه نیست
هوش مصنوعی: وقتی کسی به دلیل دلبستگی به زیباییهای ظاهری و جذابیتها غافل از یاد خدا میشود، باید بداند که ممکن است در زندگیاش دچار مشکل و آسیب شود. این انسان، در مواجهه با این جذابیتها، دیدش به حقایق مهم از جمله یاد خداوند، نادیده گرفته میشود.
افغان که ناله من برگشته بخت را
در گوش خوابناک تو ره چون فسانه نیست
هوش مصنوعی: نالههای من به عنوان یک افغان به تو رسیده، ولی بخت من تغییر کرده و در دنیای خیال تو هیچ تأثیری ندارد.
حسن تو منتهی شده و صبر من تمام
تنگ است وقت ما و تو، جای بهانه نیست
هوش مصنوعی: زیبایی تو به اوج خود رسیده و صبر من به سر آمده است. در این لحظه که ما در کنار یکدیگر هستیم، جایی برای عذر و بهانه وجود ندارد.
گر جرم من ز ریگ روان است بیشتر
شکر خدا که رحمت حق را کرانه نیست
هوش مصنوعی: اگر گناه من به اندازهی ریگهای روان باشد، اما باز هم شکر خدا را فراموش نکنید، زیرا رحمت حق حد و مرزی ندارد.
چون چشم وا کنم، که به وحشی غزال من
مد نگاه گرم، کم از تازیانه نیست
هوش مصنوعی: هرگاه چشمانم را باز میکنم و به غزال وحشیام مینگرم، حس میکنم که نگاه گرمم به او هیچ تفاوتی با ضربه تازیانه ندارد.
شرب مدام، زندگی جاودان بود
آب حیات، غیر شراب شبانه نیست
هوش مصنوعی: زندگی واقعی و پایدار در نوشیدن مداوم و بیپایان یافت میشود و جز شراب شبانه، چیز دیگری همچون آب حیات وجود ندارد.
از موج، تازیانه گلگون می بس است
حاجت به ساز کردن چنگ و چغانه نیست
هوش مصنوعی: از خروش و تلاطم دریای عشق، میتوان لذت برد و نیازی به نواختن ساز و موسیقی نیست.
افسردگی زم و زمان را گرفته است
فرقی میان پیر و جوان زمانه نیست
هوش مصنوعی: در این زمان، حال و هوای زندگی به شدت غمگین و بیروح شده و دیگر فرقی بین افراد در سنین مختلف وجود ندارد؛ همه تحت تأثیر این افسردگی قرار گرفتهاند.
قانع به خاکساریم از اوج اعتبار
صائب به صدر، چشم من از آستانه نیست
هوش مصنوعی: من از مقام و اعتبار بالای خود راضیام و به زمین و خاک خود قانع هستم، زیرا چشم من به درگاه کسی نیست.