برگردان به زبان ساده
رویی کز او نریخته است آبرو کجاست؟
ابرتری که تازه شود جان ازو کجاست؟
هوش مصنوعی: کجا میتوان چهرهای پیدا کرد که از آن آبرو و شأن بریزد؟ کجا میتوان موجودی یافت که جان انسان با دیدن او تازه و شاداب شود؟
تا چون حریم کعبه بگردم به گرد او
یارب درین جهان دل بی آرزو کجاست؟
هوش مصنوعی: ای کاش بتوانم دور کعبه بگردم و به گرد او بچرخم. خدایا، در این دنیا، دل بی آرزو کجا یافت میشود؟
از تهمت است پیرهن ماه مصر چاک
دامان عصمتی که ندارد رفو کجاست؟
هوش مصنوعی: پیرهن ماه مصر به خاطر تهمتها و سوء تفاهمها پاره شده است. اما کجاست آن عفت و پاکی که هیچ عیبی ندارد و نیازی به ترمیم و رفو نخواهد داشت؟
هر چند صیقلی کند آیینه روی خویش
آن جوهری که با تو شود روبرو کجاست؟
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که آیا بهخوبی تمیز و صاف باشد، آن زیور و زیبایی که با تو مقابله کند و شایستهی تو باشد، کجاست؟
چون طوطیان ز من نکشد آبگینه حرف
جز عکس خود مرا طرف گفتگو کجاست؟
هوش مصنوعی: در این بیت، گویا گوینده به این موضوع اشاره میکند که مانند طوطیها، فقط میتواند سخنانی را که از خودش میشنود تکرار کند و نه چیز دیگری. او از این میپرسد که در این وضعیت، به کجا باید برود یا با چه کسی باید گفتگو کند، زیرا همهچیز به خود او محدود شده است. به عبارت دیگر، گوینده احساس محدودیتی در بیان و ارتباط دارد.
آبی جز آب تیغ که از چشم شور خلق
لب تشنه را گره نشود در گلو کجاست؟
هوش مصنوعی: به جز آب تیز و خطرناک که از چشمان حسودان سرچشمه میگیرد، کجا میتوان آبی پیدا کرد که توانایی سیراب کردن لبهای تشنه را داشته باشد؟
صائب ز بس که بر سر هم ریخته است دل
ره شانه را به کاکل آن فتنه جو کجاست؟
هوش مصنوعی: به خاطر دل شلوغ و آشفتهام، نمیدانم که آن زن فریبنده کجاست که با موهایش میتواند تار و پود دل مرا مرتب کند.