برگردان به زبان ساده
ز بوی زلف تو باغ آنچنان معطر گشت
که خاک مشک تر و داغ لاله عنبر گشت
هوش مصنوعی: بوی زلف تو باعث شده که باغ آنقدر معطر و خوشبو شود که حتی خاکش مثل مشک میماند و حالت داغ و گرم لالههای خوشبو را گرفته است.
ز شرم سبزه خط تو، طوطی خوش حرف
چو مغز پسته نهان در میان شکر گشت
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و حیأی که از خطی که تو بر روی سبزه کشیدهای دارم، طوطی خوشزبان به مانند مغز پستهای درون شکر پنهان شده است.
دگر به حال جگرتشنگان که پردازد؟
که خط پشت لبت پرده دار کوثر گشت
هوش مصنوعی: عشق و شور و شوقی که در دل انسانهاست، چگونه کسی به آن توجه میکند؟ چرا که لبهای تو، مانند پردهای برای چشمهی زلالی است که تشنگان را سیراب میکند.
ز طوق فاختگان نام سرو حلقه کنند
در آن چمن که نهال تو سایه گستر گشت
هوش مصنوعی: در باغی که درخت تو سایهسار شده، پرندگان خوش صدا دور گردن خود از حلقهای از سروها میزنند و به آوازخوانی مشغولند.
توان ز وقت خوش نقطه دهان تو یافت
که آفتاب جمال تو ذره پرور گشت
هوش مصنوعی: زمانی خوش به من نشان داد که زیبایی تو باعث شد تا نور آفتاب هم تحت تأثیر قرار بگیرد و به سمت تو جذب شود.
کناره گیر ز مردم، صفای وقت ببین
که قطره گوشه گرفت از محیط، گوهر دشت
هوش مصنوعی: از مردم دوری کن و آرامش لحظهها را تجربه کن؛ زیرا بیرون از جمع، همچون قطرهای که از دریا جدا شده، میتوانی زیباییهای دشت را ببینی.
زبان تیغ ز سنگ فسان دراز شود
ز بردباری من آسمان ستمگر گشت
هوش مصنوعی: تیغی که از سنگ برون میآید، به سبب صبوری من دراز شده و آسمان ستمگر بر من سنگینی میکند.
مرا به دفتر بال هما فریب مده
که در خرابه نم این رساله ابتر گشت
هوش مصنوعی: مرا به نام و عنوان فریب نده، چون در واقع زندگیام در بیپولی و ناامیدی دچار مشکل شده است.
به هر چه می رسد از رزق، سازگاری کن
که هر که ساخت به سد رمق، سکندر گشت
هوش مصنوعی: به هر نیکی و روزی که میرسی، با آن کنار بیا و سازگار باش؛ زیرا کسی که با صبر و تلاش به آرامش و موفقیت دست یافته، به مقام بالایی همچون اسکندر میرسد.
چه چاشنی به سخن داد خامه صائب؟
که قند در نظر طوطیان مکرر گشت
هوش مصنوعی: خامه صائب چه چیزی به سخنانش اضافه کرد که مانند قند در چشم طوطیها مدام شیرین و خوشایند شد؟