برگردان به زبان ساده
نسیم صبحدم از بوی یار خالی نیست
ز بوی گل نفس نوبهار خالی نیست
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی همیشه عطر و بوی محبوب را با خود دارد و هوای بهاری نیز بیبو و عطر گل نیست.
یکی است در نظر پاک، توتیا و غبار
که هیچ گردی ازان شهسوار خالی نیست
هوش مصنوعی: در نگاه پاک، توتیا (شیشهای) و غبار هیچ تفاوتی ندارند، زیرا هیچ بخشی از این اسطوره بزرگ از آلودگی و گرد و غبار خالی نیست.
درون خانه بی سقف روشنی فرش است
ز ماه، دیده شب زنده دار خالی نیست
هوش مصنوعی: در داخل خانهای که سقف ندارد، نور ماه بهعنوان فرش درخشان است و چشمهای شبزندهدار هیچگاه خالی نمیمانند.
هلاک آینه روشنند تازه رخان
ز سرو و بید لب جویبار خالی نیست
هوش مصنوعی: عشقهای تازه و زیبا مانند گلهای سرو و بید در کنار جویبار، هرگز بیثمر و بینتیجه نمیمانند و همیشه میتوانند تأثیرگذار و دلانگیز باشند.
غم و نشاط جهان جوش می زند با هم
که چشم مست ز خواب و خمار خالی نیست
هوش مصنوعی: در این دنیا، غم و شادی به طور همزمان وجود دارند و همیشه در حال جزر و مد هستند؛ زیرا چشمهای خمار و خوابآلود، از شوق و سرزندگی خالی نیستند.
سبک مگیر ز جا هیچ استخوانی را
که چون صدف ز در شاهوار خالی نیست
هوش مصنوعی: هیچ استخوانی را از جایش حرکت ندهید، زیرا مانند صدفی است که از درون آن، باری دیگر خالی نمیشود.
فتاده است ترا رشته نظر کوتاه
وگرنه از گل بی خار، خار خالی نیست
هوش مصنوعی: چشمنگاه تو به چیزی محدود شده است و اگر اینگونه نبود، از گلهای زیبا و بینقص هم نشانههایی از مشکلات و عیوب دیده میشد.
مرا ز جوهر آیینه شد چنین روشن
که هیچ سینه ای از خار خار خالی نیست
هوش مصنوعی: من به خاطر جوهر و ویژگیهای درونیام به این روشنی دست یافتهام، اما در دل هیچکس از درد و رنج خالی نیست.
در ابر تیره شکرخند برق پنهان است
ز صبح وصل شب انتظار خالی نیست
هوش مصنوعی: در دل ابرهای تیره، نوری پنهان است که به خاطر صبح وصال، شبهای انتظار بیمعنا نیستند.
مگر تو چشم بپوشی ازین خراب آباد
وگرنه عالم خاک از غبار خالی نیست
هوش مصنوعی: اگر تو از این ویرانی و ناامیدی چشم بپوشی، در غیر این صورت، جهان مملو از غبار و کثیفی است و هرگز خالی نمیشود.
تو از فسانه غفلت به خواب خرگوشی
وگرنه دامن دشت از شکار خالی نیست
هوش مصنوعی: تو در غفلت و بیخبری به سر میبری و خبر از دنیای پر از زیباییها و فرصتها نداری. اگر خواب بیخبری را کنار بگذاری، متوجه خواهی شد که دشت پر از تنوع و امکانات است و هیچگاه خالی از نعمتها نیست.
سپهر اگر به من پاکباز باخت دغا
قمار نیز ز راه قمار خالی نیست
هوش مصنوعی: اگر آسمان به من که از هر گونه نیرنگ و فریب دور هستم باخت، باید بدان که حتی در بازی قمار هم فریب و نیرنگ وجود دارد و از آن خالی نیست.
اگر چه از خط شبرنگ بی صفا شده است
هنوز صبح بناگوش یار خالی نیست
هوش مصنوعی: هر چند که خط شبرنگ دیگر زیبا نیست، اما هنوز صبح و روشنی چهره یار خالی از نور و صفا نیست.
ز داغ عشق سراپای من گلستان است
ز لعل اگر جگر کوهسار خالی نیست
هوش مصنوعی: از تأثیرات عشق، تمام وجود من به سرسبزی و زیبایی تبدیل شده است، همچنان که اگر دل سخت کوهها هم خالی باشد، نمیتواند از داغ عشق خالی بماند.
درین دیار کسی گر به داد من نرسید
ز قدردان سخن، روزگار خالی نیست
هوش مصنوعی: اگر در این جا کسی به من کمک نکند و پشتیبان من نباشد، از افرادی که قدردان هستند و سخن حق را میگویند، روزگار خالی نخواهد بود.
منم که سوخته صائب مرا ستاره بخت
وگرنه سینه سنگ از شرار خالی نیست
هوش مصنوعی: من کسی هستم که دلم بشدت سوخته و در زندگیام خوششانسی ندارم وگرنه که هر کسی میتواند از درد و رنج خود بگوید.