برگردان به زبان ساده
مپوش چشم ز رخسار همچو جنت دوست
که نور چشم فزاید صفای طلعت دوست
هوش مصنوعی: چشم خود را از زیبایی چهره محبوب همچون بهشت دور مکن، زیرا که نور چشمانت با دیدن زیبایی او بیشتر میشود و صفای چهرهاش افزایش مییابد.
به سیم قلب خریده است ماه کنعان را
کسی که هر دو جهان را دهد به قیمت دوست
هوش مصنوعی: کسی که قیمت دو جهان را به خاطر دوستی میپردازد، به قلب زیبای کسی مانند ماه کنعان دست خواهد یافت.
نهال عمر ابد با کمال رعنایی
گل پیاده نماید، نظر به قامت دوست
هوش مصنوعی: درخت زندگی با زیبایی تمام، گلهایش را به نمایش میگذارد و به قامت دوست خیره میشود.
ازان به خاک برابر نموده ام خود را
که خاکسار نوازست ابر رحمت دوست
هوش مصنوعی: من خود را به خاکی که خداوند رحمتش را بر آن میبارد، نزدیک کردهام؛ زیرا خاکساری و humble بودن موجب نوازش و رحمت اوست.
کمر به خدمت من بسته اند عالمیان
ازان زمان که کمربسته ام به خدمت دوست
هوش مصنوعی: مردم دنیا از زمانی به خدمت من آمدهاند که من خود را به خدمت دوست سپردهام.
چو خون مرده نیاید به کار زنده دلان
شبی که زنده ندارند در محبت دوست
هوش مصنوعی: در شبهایی که انسانهای زنده به عشق دوست خود هیچ توجهی ندارند، خون مرده نمیتواند به کار زندگان بیاید. به عبارتی دیگر، زمانی که دلها از محبت خالی است، هیچ چیزی حتی از جنس احساسات مرده نیز نمیتواند به زندگی و عشق یاری برساند.
چرا ز دامن صحرا به حی روم صائب؟
مرا که نیست چو مجنون دماغ صحبت دوست
هوش مصنوعی: چرا از دامن طبیعت به شهر بیایم، وقتی که من مانند مجنون در انتظار دیدار محبوب نیستم؟