برگردان به زبان ساده
کدام زهره جبین بی نقاب گردیده است؟
که آتش از عرق شرم، آب گردیده است
هوش مصنوعی: کدام دختر زیبای بیحجاب جلوهگری کرده است که شرم او همچون آتش، به قطرات آب تبدیل شده است؟
نفس ز سینه مجروح ما دریغ مدار
ترا که خون به جگر مشک ناب گردیده است
هوش مصنوعی: نفس ما که از درد مجروح شده، برایت درنگ نداشته باشد، چرا که دلمان به شدت زخم خورده و به شکل مشک خالص خونین شده است.
اگر ز دل نکشم آه، نیست بیدردی
که رشته ام گره از پیچ و تاب گردیده است
هوش مصنوعی: اگر از دل خود آهی نکشم، هیچکس نیست که درد مرا بفهمد و به گرههای پیچیدهی زندگی من پی ببرد.
ز قرب، دیده من از وصال محروم است
محیط، پرده چشم حباب گردیده است
هوش مصنوعی: به خاطر نزدیکی به معشوق، چشمانم از دیدار او بازماندهاند و محیط اطرافم به شکل حبابی در آمده است.
اگر ز اهل دلی، باش در سفر دایم
که نقطه از حرکت صد کتاب گردیده است
هوش مصنوعی: اگر از افرادی هستی که دلشان آگاه است، همیشه در سفر باش، چرا که هر نقطهای از حرکت، میتواند معانی و آموزههای زیادی را به تو یاد دهد.
زبان شکر بود سبزه دل جویش
دلی که از نگه گرم، آب گردیده است
هوش مصنوعی: زبان همچون شکر است و دل سبزه و سرسبز. دلی که از نگاهی گرم و محبتآمیز، همچون آب زلال شده است.
ز سیر خانه آیینه چون به بزم آید
گمان برند که در آفتاب گردیده است
هوش مصنوعی: وقتی که آیینه از اتاق خود خارج میشود و به مهمانی میرود، مردم فکر میکنند که در زیر نور آفتاب قرار گرفته است.
نفس ز سینه من زنگ بسته می آید
ز بس که در دل من شکوه آب گردیده است
هوش مصنوعی: نفس من به سختی و به زحمت از سینهام خارج میشود، زیرا چنان احساساتی در دل دارم که گویی دلسردی و اندوه بر من غلبه کرده است.
نه هاله است به دور قمر، که خوبی ماه
به دور حسن تو پا در رکاب گردیده است
هوش مصنوعی: ماه، خود به تنهایی زیباست، اما زیبایی تو به قدری است که حتی نور قمر هم به سمت تو جذب شده و در کنار تو نمایان میشود.
به ساقیی است سر و کار من که از رویش
بط شراب، مکرر کباب گردیده است
هوش مصنوعی: من با ساقیای سر و کار دارم که به خاطر زیباییاش، همیشه به یاد او در حال نوشیدن شراب هستم و این باعث شده که حالتم همچون کبابی پخته و داغ باشد.
ز تخم سوخته ما نظر دریغ مدار
ترا که آینه در دست، آب گردیده است
هوش مصنوعی: به خاطر شکستها و آلامی که در دل ما وجود دارد، برای تو آرزوی خوبی نمیکنم، زیرا همچون آینهای که در دست است و به علت رنجها، بیفایده و بیمعنا شده است.
به پای خم چه ضرورست دردسر بردن؟
مرا که آب ز تلخی شراب گردیده است
هوش مصنوعی: چرا باید درگیر مشکلات شوم وقتی که درد و رنجی برای من وجود ندارد؟ برای من، طعم تلخ شراب به اندازهای تبدیل شده است که دیگر غمگین نیستم.
ز ترکتاز حوادث مسلمی مطلب
ز سیل، کعبه مکرر خراب گردیده است
هوش مصنوعی: از شدت ویرانیهای ناشی از حوادث، حتی بنای کعبه نیز بارها در اثر طغیان و سیل آسیب دیده است.
کسی ز سوز دل ماست با خبر صائب
کز آفتاب قیامت کباب گردیده است
هوش مصنوعی: کسی از حال دل ما باخبر است، صائب، که از گرمای آفتاب قیامت در حال سوختن و کباب شدن است.