برگردان به زبان ساده
به نیم جلوه کسی کشوری بهم نزده است
به یک پیاده کسی لشکری بهم نزده است
هوش مصنوعی: هیچ کسی به خاطر نیم تماشا یا زیبایی یک نفر، جهانی را به هم نریخته و هیچ کسی فقط به خاطر یک پیاده نظام، ارتشی را به هم نیاورده است.
ز چشم شوخ تو شد ملک صبر زیر و زبر
به یک نگاه کسی کشوری بهم نزده است
هوش مصنوعی: چشم زیبا و بازیگوش تو باعث به هم ریختن وضعیت صبر و آرامش شده است، به طوری که با یک نگاه تو، حتی کشوری نتوانسته است اینطور به هم بریزد.
مرا به بلبل تصویر، رحم می آید
که در هوای تو بال و پری بهم نزده است
هوش مصنوعی: من به بلبل تصویر بسیار رحم میکنم، چرا که این پرنده در هوای تو نتوانسته بال و پرش را به اهتزاز درآورد.
هوای خانه بود چون حباب دشمن من
بساط عیش مرا صرصری بهم نزده است
هوش مصنوعی: فضای خانه مانند حبابی بود و دشمن من نتوانسته است جشن و شادیام را به هم بریزد.
ز اشتیاق تو بر هم زدم دو عالم را
به این نشاط، دو کف دیگری بهم نزده است
هوش مصنوعی: به خاطر علاقهام به تو، دو دنیای مختلف را به هم ریختم و این شادی را به وجود آوردم، زیرا هیچ چیز دیگری نتوانسته است اینچنین با هم ترکيب شود.
شمار داغ مرا بوالهوس چه می داند؟
ز پاره های جگر دفتری بهم نزده است
هوش مصنوعی: کسی که دیوانهوار به دنبال لذتهاست، نمیتواند از درد و رنج من باخبر باشد. چون دفتری که من پر از غم و درد دارم، از قطعههای جگر من نوشته نشده است.
سری به عالم آسودگی بکش صائب
ترا که کاکل سیمین بری بهم نزده است
هوش مصنوعی: به آرامش و سکوت فکر کن، صائب. تو هنوز با مشکلات و دغدغههای زندگی مواجه هستی و زمان آرامش تو فرا نرسیده است.