برگردان به زبان ساده
نقش روی تو در آیینه جان صورت بست
آنچه می خواستم از غیب همان صورت بست
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو در آینه دل تصویر شد و آنچه که در ذهنم میگذشت، به همان شکل نمایان شد.
صحبت آینه و عکس بود پا به رکاب
در دل و دیده خیال تو چسان صورت بست؟
هوش مصنوعی: گفتوگو دربارهی آینه و تصویر است، در حالی که در دل و ذهن به تصویر تو مشغولیم. چگونه میتوانم در این شرایط چهرهات را تصور کنم؟
از سر کلک قضا نقطه اول که چکید
زان سیاهی دل و چشم نگران صورت بست
هوش مصنوعی: وقتی که سرنوشت به صورت ناگهانی حادثهای رخ میدهد، آن نقطه آغازین که از دل و چشمهای نگران و تاریک ما چکیده، باعث میشود که چشمان ما بر روی واقعیت بسته شود.
عشق ازان برق که در خرمن آدم افکند
از دخانش فلک گرم عنان صورت بست
هوش مصنوعی: عشق، همانند نوری است که در میان خوشههای گندم، در دل انسان میتابد و از دودی که برمیخیزد، آسمان به شکل یک چهارچوب زیبا و دلکش در میآید.
حسن تا پرده ز رخساره گلرنگ گرفت
عشق با دیده خونابه فشان صورت بست
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی چهرهاش مانند گل رنگین سر برآورد، عشق با چشمانی پر از اشک به او چشم دوخت و او را مورد محبت قرار داد.
صورت هر چه درین نشأه دل از خلق گرفت
روی ازین نشأه چو گرداند همان صورت بست
هوش مصنوعی: هر چه در این دنیا دل از انسانها گرفت، وقتی به دنیا دیگر برگردد، همان شکل و صورت را خواهد داشت.
صورت حال من از خامه نقاش بپرس
نقش بیچاره چه داند که چسان صورت بست؟
هوش مصنوعی: احوال من را از نقاشی که با قلمش میکشد بپرس، زیرا این نقاش نمیداند که چگونه میتواند به درستی چهرهی بیچارهای را ترسیم کند.
پیش ازین فکر همه صورت بی معنی بود
معنی از خامه صائب به جهان صورت بست
هوش مصنوعی: پیش از این، تمام تفکرات فقط ظاهری بیمعنا بودند و مفهوم واقعی توسط قلم صائب به جهان شکل و جلوه داد.