برگردان به زبان ساده
لفظ معنی شد، در آن تنگ دهن مأوا نیافت
خرده گل آب شد، در غنچه او جا نیافت
هوش مصنوعی: کلمات به معنای واقعی خود تبدیل شدند، ولی در فضای محدود ذهن نتوانستند جا بگیرند. گلی کوچک که به آب آلوده شد، در غنچهاش نتوانست جا پیدا کند.
خودنمایی شیوه ما نیست در راه طلب
گرد ما را هیچ کس در دامن صحرا نیافت
هوش مصنوعی: ما اهل خودنمایی نیستیم و در مسیر جستجوی هدفمان، هیچکس ما را در دامن بیابان نخواهد یافت.
گشت از کوتاه دستی پر گهر جیب صدف
موج از طول امل گوهر درین دریا نیافت
هوش مصنوعی: از کوتاهی دست و بیدقتی نمیتوان به جواهر و ارزشهای واقعی دست یافت. اگر در زندگی به امید طولانی، وقت و انرژی را صرف انتظار کنیم، ممکن است در این دریا هیچ چیز با ارزشی پیدا نکنیم.
تا نشد عالم سیه در چشم ساغر از خمار
صبح امید از بیاض گردن مینا نیافت
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیای تاریک و ناامیدی در نظر من از شراب ساغر به وجود نیامده است، امید به صبح و روشنایی از گردن سفید مینا به دست نخواهد آمد.
نیست معجز را اثر در طینت آهن دلان
چشم سوزن روشنی از صحبت عیسی نیافت
هوش مصنوعی: در دل کسانی که مانند آهن سخت هستند، معجزه اثری ندارد و مانند سوزن روشنایی از حضور عیسی نمییابند.
خیمه تا بیرون نزد صائب ازین بستانسرا
در حریم دیده خورشید، شبنم جا نیافت
هوش مصنوعی: تا وقتی که خیمهای در این بستانسرا به وجود نیامده، در حریم نگاه خورشید، شبنم جایی ندارد.