برگردان به زبان ساده
تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت
تا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت
هوش مصنوعی: زمانی که به فکر خودم رفتم، فرصتی که داشتم از دست رفت. وقتی فهمیدم که باید کاری انجام دهم، دیگر زمان انجام آن کار از بین رفته بود.
قوت سرپنجه مشکل گشای فکر من
در ورق گردانی لیل و نهار از دست رفت
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی من برای حل مشکلات و تفکر در روز و شب از بین رفته است.
تا کمر بستم غبار از کاروان بر جا نبود
از کمین تا سر برآوردم، شکار از دست رفت
هوش مصنوعی: تا وقتی که من مشغول بستن کمربند بودم، هیچ نشانی از کاروان نبود. وقتی از کمین خارج شدم، فرصت شکار از دست رفت.
داغهای ناامیدی یادگار خود گذاشت
خرده عمرم که چون نقد شرار از دست رفت
هوش مصنوعی: دردهایی از ناامیدی برجا مانده که نشانههای کوتاهی از زندگیام هستند و مثل این است که عمرم همچون شعلهای روشن و سریع، به تدریج از دست رفته است.
تا نفس را راست کردم ریخت اوراق حواس
دست تا بر دست سودم نوبهار از دست رفت
هوش مصنوعی: وقتی که تمرکز و دقت خود را به دست آوردم، حواس و احساساتم پراکنده شدند و به من فهماندند که در زندگی، بهترین لحظات را در حالی از دست میدهم که تلاش میکنم از آنها بهرهبرداری کنم.
پی به عیب خود نبردم تا بصیرت داشتم
خویش را نشناختم آیینه دار از دست رفت
هوش مصنوعی: من تا زمانی که آگاهی داشتم، نتوانستم به عیبهای خود پی ببرم و خودم را بشناسم، اما اکنون که این آگاهی را از دست دادهام، دیگر نمیتوانم به خودم نگاه کنم.
حاصل عمر پریشان روزگارم چون صدف
تا نهادم پا ز دریا بر کنار از دست رفت
هوش مصنوعی: زندگی پرفراز و نشیب من مانند صدفی است که وقتی از دریا بیرون آمدم، تمام دستاوردها و آنچه جمع کرده بودم به ناگاه از من جدا شد و از دست رفت.
عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار
تا عنان آمد به دستم اختیار از دست رفت
هوش مصنوعی: به عشق گفتم که میخواهم کنترل و اختیار خود را به دست بگیرم، اما وقتی که توانستم اختیار را به دست آورم، عشق از دستم خارج شد.
عمر باقی مانده را صائب به غفلت مگذران
تا به کی گویی که روز و روزگار از دست رفت؟
هوش مصنوعی: عمر باقیماندهات را بیهوده صرف نکن، زیرا نباید همیشه از دست رفتن روزها و زمان را بهانه کنی.