برگردان به زبان ساده
زان کمان ابرو سر تسلیم پیچاندن نداشت
رو به مرگ از قبله آن تیغ گرداندن نداشت
هوش مصنوعی: به خاطر آن کمان ابرو، نتوانست تسلیم شود و به مرگ برود، چون آن تیغ قدرت گرداندن به سمت قبله را نداشت.
از نگاهی بود ممکن کشتن ما عاجزان
دست و تیغ نازنین خویش رنجاندن نداشت
هوش مصنوعی: شاید از یک نگاه او بتواند ما را به شدت آسیبپذیران بکشاند، ولی او هرگز نخواست با دستی که مانند تیغ نازک و زیباست، ما را آزار دهد.
قابل فتراک اگر صید ضعیف ما نبود
از ازل ای شاهباز حسن گیراندن نداشت
هوش مصنوعی: اگر صید ضعیف ما نبود، فرود آوردن ما از آغاز وجود نداشت، ای شاهباز زیبایی.
چشم قربانی نمی دارد نگاه بی ادب
از من حیران عذار خویش پوشاندن نداشت
هوش مصنوعی: چشم قربانی نمیتواند به کسی که بیادب است، نگاه کند. او از حیرت خود، نتوانست زیباییاش را بپوشاند.
دور باش از خویشتن دارد سپند بی قرار
از حریم وصل این بیتاب را راندن نداشت
هوش مصنوعی: از خودت دور باش، چون آتش بیقراری، نمیتواند حریم وصل را تحمل کند و این بیتابی را نمیتوان دور کرد.
بر گهر گرد یتیمی آبروی عزت است
از غبار هستی ما دامن افشاندن نداشت
هوش مصنوعی: گهر یتیم، سمبل ارزش و احترام است و ما نباید با مشکلات زندگی، به آن آسیب بزنیم. باید مراقب باشیم که در برابر دشواریها، به جای افتادن در غبار ناامیدی، سعی کنیم غرور و عزت نفس خود را حفظ کنیم.
خون قربان گشتگان را دست دامنگیر نیست
از سر خاک شهیدان راه گرداندن نداشت
هوش مصنوعی: خون قربانیان برای کسی مشکل ایجاد نمیکند و از خاک شهیدان نمیتوان راهی را پیدا کرد.
قاصدان را یک قلم نومید کردن خوب نیست
نامه ما پاره کردن داشت گر خواندن نداشت
هوش مصنوعی: نمیتوان گفت که امید دادن به پیامآوران کار درستی نیست، چرا که اگر نامه ما را پاره کنند، نشاندهنده این است که خواندن آن برایشان اهمیتی نداشته.
زیر تیغ او که یک جان را دهد صد جان عوض
نقد جان خویش را صائب نیفشاندن نداشت
هوش مصنوعی: زیر قدرت و فشار او، کسی که میتواند یک زندگی را در مقابل صدها زندگی به معامله بگذارد، ارزش جان خود را نمیتواند نادیده بگیرد.
چون به عمر جاودان صائب تسلی گشت خضر؟
داشت سیری عالم امکان ولی ماندن نداشت
هوش مصنوعی: خضر در طول عمر جاودانی خود تسلی یافته است، ولی با وجود اینکه در دنیا سفر کرده و تجربیات زیادی کسب کرده، اما در نهایت نمیتواند در این عالم بماند.