برگردان به زبان ساده
جای خود وا می کنند اهل صفا بر روی دست
دارد از روشندلی آیینه جا بر روی دست
هوش مصنوعی: اهل صفا و پاکی برای یکدیگر احترام قائل هستند و در زندگی با همدیگر به نیکی و محبت رفتار میکنند. فردی که روشندل و روشن فکر است، به گونهای با آنها رفتار میکند که گویی آنها را بر روی دست خود قرار داده است، یعنی با احترام و محبت ویژهای به آنها اهمیت میدهد.
از ته دل هر که خون خویش را سازد حلال
می دهندش جای خوبان چون حنا بر روی دست
هوش مصنوعی: هر کسی که با صداقت و از صمیم قلب، خود را در راه خیر و نیکی فدا کند، به او جایگاهی همچون نیکان میآورند، مانند حنایی که بر روی دست زیبایی خود را نمایان میکند.
انتظار سنگلاخش مانع افکندن است
این که دارد چرخ چون ساغر مرا بر روی دست
هوش مصنوعی: انتظار سختی و دشواری مانع پیشرفت و حرکت است. چرخ زندگی مانند لیوانی است که من را بر دست گرفته، و این وضعیت به من اجازه نمیدهد تا به جلو بروم.
هر سر شاخی ز گل در کسب آب و رنگ ازو
کاسه دریوزه دارد چون گدا بر روی دست
هوش مصنوعی: هر شاخهای از گل به دنبال زیبایی و رنگ خود، مانند گدایانی که در انتظار کمک هستند، ظرفی در دست دارد تا از این زیبایی بهرهمند شود.
روی امیدش نگردد لاله رنگ از زخم خار
هر که را چون گل نباشد خونبها بر روی دست
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند گل نباشد و نتواند قیمت و ارزش خود را حفظ کند، امیدش به رنگ و زیبایی زندگی کم خواهد شد و مانند لالهای میماند که از زخم خارها آسیب دیده است.
چون بود دولت خدایی، دشمنان گردند دوست
می برد تخت سلیمان را هوا بر روی دست
هوش مصنوعی: هنگامی که لطف و رحمت الهی وجود داشته باشد، دشمنان به دوستان تبدیل میشوند. در چنین حالتی، به قدرت و عظمت سلیمان اشاره شده است که در دستانی دیگر قرار میگیرد و به راحتی به دست میآید.
آرزوهایی کز او دست تمنا کوته است
جمله را دارد دل بی مدعا بر روی دست
هوش مصنوعی: آرزوهایی که نمیتوان به آنها دست یافت، دل بیادعا را بر دست دارد. یعنی آن دل که انتظار ندارد که خواستههایش برآورده شود، همه آرزوها را به دوش میکشد.
سهل باشد عشق اگر از خاک بردارد مرا
مور را بخشد سلیمان نیز جا بر روی دست
هوش مصنوعی: عشق آسان خواهد بود اگر مرا زود از زمین بلند کند، همانطور که سلیمان به مور جایی در دستش داده است.
می جهد چون سنگ و آهن آتش از بال و پرش
گر بگیرد استخوانم را هما بر روی دست
هوش مصنوعی: چنان آتش از پر و بالش میجوشد که اگر استخوانم را بگیرد، هما بر روی دستم مینشیند.
عاقبت زد بر زمین چون نقش پایم بی گناه
داشتم آن را که عمری چون دعا بر روی دست
هوش مصنوعی: در نهایت، به زمین افتادم و متوجه شدم که بیگناه بودهام. زندگیام را مانند دعایی که بر روی دستانم بوده، سپری کردهام.
مگذر از کسب هنر صائب که از راه هنر
می گذارد شاه را شهباز پا بر روی دست
هوش مصنوعی: از مهارت و هنر خود غافل مشو، زیرا هنر میتواند انسان را به مقامهای بالا برساند و او را مورد توجه قرار دهد.