برگردان به زبان ساده
سرنزد از بلبلم هر چند دستانی درست
ناله ام نگذاشت در گلشن گریبانی درست
هوش مصنوعی: بلاخره از دل بلبلی که درونم است، صدای نالهای برخاست، هرچند که دستهایی مانع آن شدند و نذاشتند که در باغی زیبا به صدا درآید.
گرچه دایم در شکستم بود چشم شور خلق
شور من نگذاشت در عالم نمکدانی درست
هوش مصنوعی: هرچند همیشه در مقابل حسادت و بدخواهی دیگران آسیب دیدم، اما شور و اشتیاق من باعث شد که نتوانم در دنیای تلخیها به درستی زندگی کنم.
بلبل از آوازه عالم را گلستان کرده بود
تا گل خونین جگر می کرد دیوانی درست
هوش مصنوعی: پرندهای خوشخوان، با صدای دلنشینش محیط را به شادابی و زیبایی تبدیل کرده بود، در حالی که گلی غمانگیز و پر از درد در دل داشت و این تضاد، او را دیوانه کرده بود.
آه ازین گردون کم فرصت که با این دستگاه
در ضیافت خانه اش ننشست مهمانی درست
هوش مصنوعی: آه از این دنیا که فرصتی نمیدهد تا با این شرایط و در این مکان، به درستی مهمان صاحبخانه باشیم و از مهمانی لذت ببریم.
کیستم من تا نگیرد خار تهمت دامنم؟
قسمت یوسف نشد زین بزم دامانی درست
هوش مصنوعی: من کی هستم که دامنم به خار تهمت آلوده شود؟ قسمت من مثل یوسف در این مجالس، دامن پاک و درست نیست.
با وجود بی وفایی بر سرش جا می دهند
آه اگر می بود گل را عهد و پیمانی درست
هوش مصنوعی: با وجود خیانت و وفا نکردن، برای او جایی در دل میسازند. کاش گل هم عهد و پیمانی داشته باشد که بتوان به آن اعتماد کرد.
آه نتوانست قامت راست کردن در دلم
برنیامد زین گلستان شاخ ریحانی درست
هوش مصنوعی: نمیتوانم به خاطر اندوه، قد راست کنم و در دلم هم نمیتوانم از این باغ، شاخهای از ریحان بکنم.
عهد ما گر سست با قید و صلاح افتاده است
با شکستن توبه ما راست پیمانی درست
هوش مصنوعی: اگر پیمان ما با زنجیر و شرایط ضعیف شده، با شکستن توبهام، میتوانم به راستی به وعدهام وفا کنم.
محمل گل همچو شبنم گشت غایب از نظر
بلبل آتش نفس تا کرد دستانی درست
هوش مصنوعی: در گرمای عشق، گلی که در دل شبنم میدرخشد، ناگهان از نظر بلبل پنهان میشود. در این حال، بلبل که نفسش در آتش عشق میسوزد، به دستانش میرسد و آن را آماده میکند.
ماه عالمتاب خود را بارها در هم شکست
تا شبی زین گرد خوان شد قسمتش نانی درست
هوش مصنوعی: ماه بارها نور خیرهکنندهاش را شکست تا یک شب بر سر سفرهی یک دورهمی، نصیبش نانی شود.
چشم شوخش بیضه اسلام را بر سنگ زد
زلف کافر کیش او نگذاشت ایمانی درست
هوش مصنوعی: چشمی که زیباییهای خود را به نمایش میگذارد، ایمان اسلام را تحت فشار قرار داد و تارهای زلف کافر هم مانع از شکلگیری ایمانی درست شدند.
با درشتان چرب نرمی کن که برمی آورد
گل به همواری ز چنگ خار دامانی درست
هوش مصنوعی: با افراد قوی و سرسخت نرم و ملایم رفتار کن؛ زیرا که گل به راحتی از چنگ خارها نجات پیدا میکند.
لاف همت می رسد گل را که در صحن چمن
پیش هر خاری گذارد بر زمین خوانی درست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی اراده و تلاش فردی قوی باشد، حتی گل نیز میتواند به خود ببالد و در برابر خارها و موانع دیگر در باغ چمن به نیکی و زیبایی بایستد. این نشاندهنده قدرت همت و عزم راسخ است که میتواند بر مشکلات غلبه کند و به مقام بلندی دست یابد.
از نگاه شور چشمان اشتهایش سوخته است
هر که را چون لاله باشد در بغل نانی درست
هوش مصنوعی: هر کسی که به چشمان جذاب و دلبرانه او نگاه کند، مثل لالهای که در آغوشش نانی خوشمزه باشد، دچار تمایل و اشتیاق شده و تحت تأثیر قرار میگیرد.
نیست صائب بر تنم چون زلف مویی بی شکست
در بساط من باشد غیر پیمانی درست
هوش مصنوعی: من بر تنم چیزی ندارم، مانند زلفی که بینقصی و زیباییاش در دسترس همگان باشد. در زندگیام جز پیمانی درست و استوار وجود ندارد.